0 مورد
سبد خرید شما خالی است.

مدلهای مختلفی از سبکهای رهبری کسب و کار وجود دارد که برخی از آنها مربوط به «کنترل» و برخی دیگر مبتنی بر «قابلیتها» هستند. ششگانه سبک رهبری دنیل گلمن یکی از شناختهشدهترین مدلها است. گلمن بیشتر به خاطر کارش در زمینه هوش هیجانی شناخته میشود ، اما او همچنین یک مطالعه پیشگامانه در مورد رهبری با عنوان «رهبری که به نتیجه میرسد» انجام داد که در سال ۲۰۰۰ در مجله هاروارد بیزینس ریویو منتشر شد.
دنیل گلمن بر اساس یک مطالعه سه ساله روی بیش از ۳۰۰۰ مدیر، شش سبک رهبری مختلف را شناسایی کرد. این سبکها عبارتند از:
در ادامه با جزئیات بیشتری به روشهای آن اشاره میکنیم.
رهبران سازمان های تجاری معمولا دستوردهنده هستند و اطاعت فوری از سوی کارکنان را مطالبه میکنند، یعنی از رویکرد «آنچه را که به تو میگویم انجام بده» استفاده میکنند.
این مدیران در واقع، ابتکار عمل، خویشتنداری و انگیزه برای موفقیت را از خود نشان میدهند.
هر بحران سازمانی نیازمند یک رهبری شفاف، آرام و مسئولانه است. این رویکرد، هر کسی غیر از رهبر را از به دست گرفتن رهبری فرایند های مختلف کسب و کار ، دلسرد میکند و اغلب تأثیر منفی بر احساسات مردم میگذارد.
از رهبرانی که در سازمان تجاری خود و یا کسب و کار دیگران ، مسئله ی ” سرعت عمل ” را در اولویت قرار میدهند، انتظار میرود که هم نوآور و هم خودرهبر باشند. این یعنی سبکی که میتوان آن را به صورت «مثل الان انجام بده» خلاصه کرد؛ اما با سرعت بالاتر
فردی که به عنوان یک هدایت کننده گروه در نظر گرفته شده و سرعت عمل بالایی دارد “دیگران را با الگو قرار دادن خود” رهبری میکند. او فقط با یک تیم با انگیزه و شایسته کار میکند و چنین مدیری بدون تیم با انگیزه دوام نخواهد آورد. این مدیران معمولا مرجع انگیزه و ابتکار عمل در بین اعضای تیم هستند؛ اما وجه تمایز آنها وظیفهشناسیشان است، نه خودکنترلی محض!
رهبری کسب و کار به دست رهبران آیندهنگر، همیشه کارکنان و اعضای تیم را به سمت چشماندازی بهتر سوق میدهند و این رویکرد به بهترین شکل در جملهی «با من همراه شوید» خلاصه میشود.
مدیرانی که روحیه رهبری بصیرتمند دارند همیشه دارای یک چشمانداز هستند. این زمانی که سازمان تجاری یا یک بخش از کسب و کار به یک چشمانداز جدید یا جهتگیری روشن نیاز دارد بهترین خروجی را براورده خواهد نمود.
یک رهبر مشارکتی برای ارتباطات عاطفی و هماهنگی ارزش قائل است و حتی اگر این اخلاق در بین کارکنان وجود نداشته باشد با آموزش های خود، آن را ایجاد می کند. رهبران با روحیه کار مشارکتی به مسئله ” اولویت دادن به افراد ” اعتقاد دارند.
مدیران کسب و کارها با اعتقاد به وجود اخلاق رهبری هماهنگ ، اصولا همدلی و مهارتهای ارتباطی قوی از خود نشان میدهند و در ایجاد روابط بسیار قوی عمل می کنند.
خصوصا یادگیری و اجرای این سبک زمانی مفید است که تیم شما معمولا در شرایط سختی قرار دارد و نیاز به رسیدگی به وضعیت یا افزایش انگیزه بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.
استراتژی رهبری هماهنگ بیشتر با رویکرد ایجاد هماهنگی و یک دستی بین کارکنان بنا شده و رویکرد هدفگرایی آن کمتر است. از این توضیح مشخص است که وقتی نیاز به «انجام دادن کاری» باشد، نمیتوان از این روش به صورت تک بعدی و برای مدت طولانی استفاده کرد.
آیا سازمان ها و کسب و کارهایی را دیده اید که مدیر آنها در روند رهبری کسب و کار خود مدام از دیگران می پرسد: نظر شما چیست! این در واقع همان سبک مدیریت دموکراتیک است. در این روش حتی اگر کارکنان تخصصی در جزئیات نداشته باشند ، نظر آنها مورد ارزیابی قرار می گیرد.
بطور مثال ؛ یادگیری مهارت های یک رهبری دموکراتیک در کسب و کار برای افرادی که در حال ارزیابی محصولات و تجربه مشتری هستند بسیار مفید خواهد بود.
مدیرانی با اخلاق دموکراسی تجاری در واقع سطح بالایی از همکاری، رهبری تیمی و مهارتهای ارتباطی قوی را در تیم منعکس می کنند.
این سبک در توسعه حس مالکیت پروژه ها واقعا مفید است اما ممکن است تداخل نیز ایجاد کند. هر رهبری که مایل به استفاده از این سبک است، باید اطمینان حاصل کند که مدیران باتجربه در این فرآیند مشارکت دارند و تشخیص دهد که ایجاد توافق ممکن است زمان ببرد.
این سبک در سازمان ها با عنوان ” امتحانش کن ” شناخته شده است. رهبران دستوری معمولا تمام کارکنان و پرسنل اطراف خود را توسعه میدهند. رهبران دستوری به نیروها اجازه میدهند تا با انعطافپذیری زیاد، رویکردهای مختلف را برای حل مشکلات و دستیابی به اهداف آزمایش کنند.
مدلهای رهبری کسب و کارها و سازمان های تجاری صرفا به مدل 6 گانه دنیل گلمن خلاصه و یا محدود نمیشود. روشهای دیگری نیز وجود دارد که یادگیری هر مدل دیگر نیز به موفقیت منجر خواهد شد.
برای مثال می توانم به ریچارد اولیویه اشاره کنم که در کتاب خود با عنوان «رهبری الهامبخش» در واقع نمایشنامه هنری پنجم شکسپیر را به عنوان ” کتاب درسی نهایی رهبری و الگوی مناسب هدایت کسب و کار “ در نظر میگیرد. ریچارد اولیویه حتی یک مدل چهار بخشی از این فرایند را ترسیم میکند و نتیجه آن به خوبی با یافتههای تجربی گلمن همسو است.
ریچارد اولیویه جهان را به انرژیهای ایستا و پویا، مردانه و زنانه تقسیم میکند. سپس بر این مبنا ؛ چهار «پتانسیل مثبت رهبری کسب و کار » را به شرح زیر مشخص میکند:
وقتی میخواهیم مدیریت و رهبری کسبوکارها را یاد بگیریم، ممکن است نگاه به لیست چهارگانه بالا ابتدا عجیب و فانتزی به نظر برسد. اما در واقع، هر دو مدل عملکرد خوبی دارند.
در لیست زیر قرار است این دو مدل را با یکدیگر مقایسه کنیم:
رویکرد رهبری کسب و کار بجای ریاست در واقع یک نقطه عطف برای پیشرفت سازمان های تجاری و حتی کسب و کارهای متوسط است. البته برای رهبری نیز یک سری استاندارد وجود دارد و ما امروز نظریه گلمن را مورد بررسی قراردادیم. هر کدام از این روش ها معمولا با توجه به شرایط و موقعیت های گوناگون کاربرد دارد. با بررسی 6 اصل دنیل گلمن متوجه می شویم اصول مهمی مانند ؛ انعطاف پذیری، چابکی و سایر مواردی که در دوره های مدیریت به آموزش آن پرداخته میشود رسمیت دارد.
برای همین می توان گفت که شرکت در دوره جامع آموزش مدیریت MBA یک پتانسیل قوی برای تقویت مهارت در رهبری سازمان های تجاری ایجاد خواهد کرد.
چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
دیدگاهتان را بنویسید