0 مورد
سبد خرید شما خالی است.
محل تبلیغ شما
Ads
امروزه مسیر رشد کسب و کار با MBA گره خورده است. احتمالا شما هم ممکن است صاحب یک کسب و کار باشید و به دنبال پیشرفت سازمان خود هستید. باید توجه داشت که خوب بودن محصول یا خدمات کافی نیست. مورد مهم تر اینجاست که شما علاوه بر موارد گفته شده بتوانید با رقبای خود در بازار رقابت کنید.
یک مدیر یا صحب کسب و کار باید چند فاکتور اساسی را سرلوحه کار خود قرار دهد. اول این که بتواند بعد از تضمین کیفیت ، اعتماد و رضایت مشتری را افزایش دهد. دوم این که آن شخص بتواند تیم خود را برای پیشبرد اهداف سازمان مدیریت کند. و مهم ترین مورد این که بتواند رقبای ایرانی و خارجی را شناسایی کرده و راهکارهایی ارائه دهد که بتواند از آن ها برتر باشد. این مهارت ها دقیقاً همان مواردی هستند که در دورههای MBA آموزش داده میشوند. به طور کلی مدیران سازمان باید درک عمیقی از تحلیل بازار، مدیریت مالی پیشرفته، بازاریابی دیجیتال و نوآوری در مدل کسبوکار داشته باشند. شخصی که مدرک MBA دریافت می کند ، این دانش را به صورت ساختار یافته می آموزد.

واقعیت این است که وظیفه اصلی یک مدیر یا کار آفرین تصمیم گیری است. شما مدام در حال انتخاب هستید. این که چه کسی را استخدام کنید یا این که روی کدام بازار سرمایه گذاری نمایید. هر کدام از این تصمیمات مستقیما بر سود شرکت ، انگیزه تیم و اعتماد مشتری تاثیر گذار است.
در مقالات قبلی هم در این مورد این مزایا با هم صحبت کردهخ ایم. اما به طور کلی چند مزیت اصلی MBA برای صاحبان کسب و کار را یادآور می شویم:

یکی از مهمترین مزایای MBA برای رشد کسب و کار ، یادگیری تفکر استراتژیک توسط مدیران است. اگر صاحب کسب و کار مدرک مدیریت داشته باشد ، دقیقا می داند که هر تصمیمی چه تاثیری بر کل کسب و کار دارد.
بدون شک بسیاری از کسب و کار ها فروش خوبی دارند اما سود آور نیستند. این مدرک باعث می شود تا شما بتوانید به بهترین شکل ممکن شرکت خود را به سود دهی برسانید.
مدرک MBA فقط به عدد و رقم محدود نمی شود. بخش مهمی از آن به رهبری و مدیریت منابع انسانی اختصاص دارد. مدیران یاد می گیرند که چگونه تیم بسازند و انگیزه ایجاد کنند و تعارض ها را مدیریت نمایند. نتیجه این کار این است که یک فرهنگ سازمانی بسیار قوی ساخته می شود.
بسیاری از کارآفرینان تصور می کنند که بازاریابی و فروش فقط با تبلیغات یا داشتن یک پیج یا سایت پر بازدید انجام می شود. اما بعد از ظهور MBA نگاه آن ها به کلی تغییر کرد. در واقع مدیران به کمک این مدرک می آموزند که چگونه هوشمندانه محصول یا خدمات خود را بفروشند.
بدون تعارف باید بگویم که در تجارت ، اعتبار حرف اول را می زند. وقتی شما به عنوان یک مدیر یا کار آفرین مدرک MBA دریافت کنید ، در واقع به رقبا و یرمایه گذاران خود این پیغام را می دهید که پشت هر تصمیم شما یک منطق علمی و مدیریتی وجود دارد. این موضوع به شدت اعتماد مشتریان را افزایش می دهد.
اما فراتر از اعتبار ، ارزشمندترین دارایی که در این مسیر به دست می آورید ، شبکه های ارتباطی هست که با مدیران سازمان ها و کسب و کارهای بزرگ ایجاد می شود. این ارتباطات صرفا رابطه ی دوستی نیست و امتیازات زیر را برای شما ایجاد می کند:
بسیاری از صحبان کسب و کار تصور می کنند که چون سال ها در یک صنف فعالیت داشتند ، بازار را عین کف دستشان می شناسند. اما واقعیت این است که تجربه فقط بخشی از ماجراست.مدیر با MBA می آموزد که به جای این که بگوید من فکر می کنم که فلان کار صحیح است ، بر مبنای آمارها و داده های واقعی بازار تصمیم گیری کند.
شما از MBA می آموزید که برای برداشتن هر قدم در راستای کسب و کار خود ، ابتدا نقشه راه خود را مشخص کنید و بعد طبق آن پیش بروید. به عنوان مثال یاد می گیرید که چطور بازار را به بخش های مختلف تقسیم کنید و بفهمید که کدام گروه از مشتریان واقعا برای شما سودآور بوده و کدام دسته فقط وقت و زمان شما و تیمتان را هدر می دهد.

به طور کلی با دریافت مدرک MBA هنگام تحلیل بازار ، مزایای زیر شامل حال شما می شود :
زمانی که مدیران سرفصل های دوره MBA را می بینند ، هزینه های آن را جزو آموزش حساب می کنند. اما واقعیت این است که آن ها باید این هزینه را به عنوان یک سرمایه گذاری که موفقیت کسب و کارشان را تضمین می کند ببینند.
بیاید به چند سال گذشته سفر کنیم دقیقا زمانی که اسنپ برای اولین بار ایجاد شد و از سرویس تاکسی اینترنتی خود رو نمایی کرد. در ابتدا اسنپ فقط یک سرویس تاکسی یاب بود. در آن زمان رانندگان تاکسی و آژانس ها وقت زیادی را صرف فریاد زدن و جذب مسافر می کردند. ولی اسنپ یک حرکت استراتژیک انجام داد که توانست هم اعتماد مسافر و هم راننده را به طور هم زمان جلب کند.
کاری که اسنپ کرد این بود که کرایه سفرها را تقریبا نصف کرد. این به نفع مسافر بود ولی برای این که راننده ضرر نکند این امکان را فراهم کرد که آن شخص برای این که کمبود قیمت جبران شود بلافاصله بعد از اتمام سفر بتواند مسافر جدید سوار کند. به مرور زمان رانندگان سنتی هم وارد این برنامه شدند و سود بیشتری نسبت به حالت قبل کسب کردند.
این مثال کوچکی بود که متوجه شوید زمانی که با دید استراتژیک و طبق اصول جهانی پیش بروید به راحتی موفق شده و از رقبای خود پیشی می گیرید.
یک باور غلط که بین برخی از افراد جامعه وجود دارد این است که فکر می کنند MBA فقط مخصوص مدیرانی است که در برج های بلند و شیشه ای نشسته اند و سازمان های چند هزار نفره را اداره می کنند. اما واقعیت کاملا برعکس است. کسب و کارهای کوچک و متوسط به مراتب بیشتر از سازمان های بزرگ به این مدرک نیاز دارند. به این که اگر سازمان های بزرگ دچار اشتباه شوند ، هزینه های کلان برای جبران اشتباهشان دارند ، ولی تامین این هزینه برای سازمان های کوچک تا متوسط بسیار دشوار است.
در کسب و کارهای کوچک معمولا مدیر آچار فرانسه است و باید هم زمان چندین کار را پیگیری و مدیریت کند. ولی اگر همین مدیر مدرک MBA داشته باشد برای هر فعالیت کوچک یا بزرگی مسئول تعیین می کند و طبق وظایفش از او انتظار دارد.
وقتی از بازگشت سرمایه در MBA حرف می زنیم ، فقط نباید به دنبال لیست حقوق ماه بعد باشید. واقعیت این است که MBA از طریق جلوگیری از هزینه های نادیده و کشف سود های پنهان ، سودهای کلانی به شما باز می گرداند. البته به این نکته هم توجه داشته باشید که اگر شرکت نوپا هستید ، باید کمی صبور باشید. شاید این صبر شما تا چند سال طول بکشد.
بسیاری از مدیران پس از گذراندن در این دوره متوجه می شوند که کسب و کارشان در حال کاهش نقدینگی بوده است. به کمک مدرک MBA با آموزش مهارت هایی مثل مدیریت زنجیره تامین و بهینه سازی فرایند ها ، از هدر رفتن این هزینه ها جلوگیری می کند.
با توجه به این مواردی که گفتیم ، بازگشت سرمایه فقط به معنی این نیست که یک مبلغی اضافه تر به حساب شما بیاید. در واقع همین صرفه جویی هزینه ها ، باعث میشود نقدینگی بیشتری در حساب شرکت باشد. در واقع رشد کسب و کار با MBA از طریق بهینهسازی هزینهها اتفاق میافتد.
اگر تا اینجای مقاله با هرمس همراه بودید ، احتمالا متوجه شده اید که امروزه سخت کار کردن دیگر ملاک نیست. آنچه شما را به موفقیت و بزرگی می رساند ، هوشمندانه کار کردن است. امروزه برنده کسی است که بتواند در لحظات بحرانی ، بتواند با تحلیل داده ها و تفکر استراتژیک بهترین تصمیم را بگیرد.
بزرگ ترین دارایی هر مجموعه ، تفکر مدیریتی حاکم بر آن است. سرمایه گذاری روی MBA در واقع سرمایه گذاری روی آینده ای است که در آن شما دیگر نگران رقبا نیستید. چون خودتان یاد گرفته اید که چگونه نبض بازار را در دست بگیرید و فرصت هایی را خلق کنید که حتی قادر به دیدن آن نیستید.
دیدگاه و پرسش