0 مورد
سبد خرید شما خالی است.

یکی از اصلی ترین چالش های هر پروژه ای، برنامه ریزی برای آن است. قبل تر به روش برنامه ریزی اصولی پرداخته ایم.در این مقاله میخواهیم روش اولویت بندی مسکو (MoSCoW)را با هم بررسی کنیم. این روش اولویت بندی مسکو اولین بار در دهه ۹۰ میلادی در شرکت اوراکل (Oracle) توسط یک کارشناس توسعه نرم افزار به نام دای کلگ (Dai Clegg) ابداع شد.
هدف اولیه از طراحی این روش نظم دادن به پروژه ها و قابل اجرا کردن آنها بود. روش مسکو با تقسیم بندی شفاف، وظایف را به چهار دسته تقسیم می کند تا تیم روی کارهای با اولویت بالاتر تمرکز کند و در زمان مشخص شده و صرف کردن منابع محدودتر، پروژه ها را با موفقیت به اتمام برساند.
اسم این روش از (MoSCoW) مخفف چهار کلمه انگلیسی:
بوجود آمده که در ادامه یکی یکی آنها را بررسی خواهیم کرد.

روش اولویت بندی مسکو دارای ۴ پارامتر اصلی است. دقت کنید که ۲ حرف o در کلمه مسکو فقط برای خوانایی بهتر کلمه اضافه شده و معنی خاصی ندارند. در ادامه به بررسی هرکدام از پارامتر ها به طور جداگانه خواهیم پرداخت:
این دسته ستون فقرات محصول یا پروژه ما هستند و بدون آنها محصولمان کار نخواهد کرد. در اصل این دسته چیزهایی هستند که باید وجود داشته باشند و حکم موتور و سوخت یک ماشین را برای محصول دارند.
برای فهمیدن این پارامتر باید از خودتان بپرسید که آیا اگر این ویژگی نباشد، محصول کار میکنید یا خیر؟
این موارد، چیزهایی هستن که بودنشان باعث بهتر شدن محصول میشود. نبودنش هم ضرری نمی رساند اما اگر در نسخه های بعدی وجود داشته باشند بهتر است. این دسته را میتوان به سیستم صوتی و یا دوربین دنده عقب یک ماشین تشبیه کرد. اگر نباشند ماشین باز هم کار میکند اما اگر باشند خوب است.
این موارد میتوانند حضور داشته باشند.در واقع منظور از این پارامتر این است که چه خوب می شد اگر که این موارد وجود می داشتند. این دسته کمترین تاثیر را روی عملکرد محصول دارند و در صورتی اجرا می شوند که زمان و منابع اضافه وجود داشته باشد.
اگر این دسته را داشته باشیم در اصل جلوی پدیده خیزش محدوده را گرفته ایم. وجود این دسته به تیم کمک میکند تا تمرکزش را از دست ندهد. و موارد غیرضروری که فقط وقت و تمرکز تیم را هدر میدهند را حذف میکند.
مثال۱) تصور کنید می خواهید برای یک رستوران منو طراحی کنید:
در نتیجه تیم باید روی این موارد اول از همه کار کند.
مثال۲) فرض کنید میخواهید به سفر بروید:
M: شامل پاسپورت، داروهای ضروری، کارت شناسایی و لوازم مشابه است.
S: کفش راحتی، شارژر موبایل، دفتر، لباس مناسب و خوراکی.
C: بالشت گردنی یا یک رمان میتواند باشد.
W:ساز موسیقی یا لوازم شنا که میتوانید تصمیم بگیرید فعلا آن ها را نبرید و در سفرهای بعدی استفاده کنید.
اجرای این متد در چند مرحله صورت میگیرد و نیازمند همکاری تیم است. برای اجرا باید مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید:
معیارهای موفقیت را به وضوح برای تیم تعریف کنید تا مورد توافق همه اعضا قرار بگیرد.
یکی از رایج ترین اشتباهات، تعدد بایدها است. به این معنی که دسته بندی بیش از حد موارد به عنوان ((باید))، منجر به زیاد شدن تعداد بایدها می شود و تیم را تحت فشار قرار می دهد.
در روش Moscow استراتژی تقسیم بندی منابع و زمان بر یک اصل استوار است:
زمان و هزینه ثابت است، اما کیفیت و دامنه متغیرند.
تقسیم بندی اصولی به شرح زیر است:
1. فقط ۶۰ درصد از توانتان را صرف بایدها (دسته M) کنید. این مورد که نباید بیشتر از ۶۰ درصد از کل تلاش و زمان خود را صرف بایدها کنید، بشدت حیاتی است.
وجود این محدودیت به این خاطر است که اگر مشکل پیش بینی نشده ای بوجود آمد، باز هم تیم بتواند محصول نهایی را تحویل بدهد.
2. ۴۰ درصد باقی مانده باید صرف ۲ مورد: بهتر است باشند(Should have) و میتواند باشد(Could have) شود. این بخش همانند یک حاشیه امن عمل می کند. تا درصورتی که اگر تیم دچار کمبود زمان شد،بتوانید موارد کم اهمیت تر را حذف کنید و بدون عقب افتادن مهلت پروژه، محصول نهایی را تحویل بدهید.
3. تقسیم بندی دقیق تر ۴۰ درصد باقی مانده میان بهتر است باشند(Should have) و میتواند باشد(Could have) به این صورت است که، باید به هرکدام ۲۰ درصد اختصاص بدهید.
4. برای موارد دسته آخر یا همان Won’t have هم به طور قطع صفر درصد زمان و انرژی باید اختصاص بدهید.
مثال برای درک بهتر موضوع:
فرض کنید می خواهید به سفر بروید، ۶۰ درصد از چمدان را به لباس و مدارک ضروری اختصاص می دهید به طوری که اگر این موارد نباشند، سفرتان لغو می شود. ۲۰ درصد از چمدانتان برای لوازمی مثل یک جفت کفش اضافه یا لوازم بهداشتی که اگر این موارد نباشند، شاید سفر سخت باشد اما در هرحال انجام خواهد شد.
و ۲۰ درصد باقی مانده برای وسایلی مثل یک کتاب است که اگر چمدان بسته نشود، اولین چیزی که باید آنها را بیرون بیاندازید هستند.
این روش اولویت بندی با حذف ذهنیت شخصی و و با استفاده از مدل های عینی مثل تست ضرورت ، تصمیم گیری را از حالت سلیقه ای خارج میکند. یعنی بجای اینکه افراد بر اساس علایق شخصی اولویت بندی کنند، مجبوند به این سوال که (( آیا بدون این ویژگی، پروژه واقعا شکست میخورد؟)) پاسخ بدهند.
مدیریت انتظارات و جلوگیری از پیش روی دامنه دسته Won’t have، نقش روانی و مدیریتی مهمی دارد. با توافق صریح بر سر اینکه چه کارهایی در این فاز انجام نخواهد شد، از گسترش بی رویه دامنه پروژه جلوگیری می شود و انتظارات ذینفعان شفاف می گردد.
با این کار شما وجود یک حاشیه ایمنی را تضمین می کنید.مهمترین مکانیسم فنی که باعث کارکرد این مدل می شود، ایجاد یک استخر ذخیره است. در واقع با محدود کردن بخش باید ها یا همان Must have به حداکثر ۶۰ درصد از تلاش تیم، ۴۰ درصد باقی مانده مانند یک ضربه گیر عمل می کند.
مدل مسکو با پذیرش این واقعیت که نمیشود همه چیز را در زمان محدود انجام داد، چارچوبی فراهم میکند تا در صورت کمبود وقت، بجای به خطر انداختن کیفیت یا زمان تحویل، دامنه وظایف پروژه به صورت کنترل شده کاهش یابد.
چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
دیدگاهتان را بنویسید