0 مورد
سبد خرید شما خالی است.

موفقیت تعریف های مختلفی دارد که هرکدام مفهوم خاصی را انتقال میدهد. اما به طورکلی موفقیت یعنی دستاوردهایی که فرد درطول زندگی تلاش میکند تا بدست آورد. مثلا یک دانش آموز سختکوش را درنظر بگیرید که بعد از سپری کردن یک دوره فشرده درس خواندن موفق میشود در بهترین دانشگاه موردنظر خودش پذیرفته شود. البته موفقیت یک سیستم اعتقادی خاص است که برای هر شخصی تفاوت دارد. مثلا کاری که برای یک فرد شکست است، برای فرد دیگری موفقیت طلقی میشود. در سال 2008 مالکوم گلدون کتابی با عنوان «برترین ها: داستان موفقیت» منتشر کرد که در آن میگوید موفقیت کارآفرینانی مثل بیل گیتس بخاطر شرایط آنهاست نه استعداد ذاتیشان. استدلال گلدون به این دلیل است که معتقد بود شرکت ها و مدیران موفق،کسانی هستند که رقبای سرسختی قبل از خودشان داشته باشند. درصورتی که یک شرکت از بزرگترین رقیب موفق خودش پیشی بگیرد، یک شرکت موفق به حساب می آید. باید گفت منتورهای مدیریت طی مسیر موفقیت مدیران نقش بسیار مهمی دارند و به گونه ای مانند مشاور و الهام بخش رهبران مشاغل عمل میکنند. در ادامه این مقاله همچنین چند نفر از منتورهای برجسته داخل و خارج ایران را معرفی کردم.
قطعا موفقیت یک کسب و کار زمانی به دست می آید که مدیریت آن برند برای مشتریان ، کارمندان و ذی نفعان خود ارزش قائل شود. همچنین همراه با رشد سودآور، در بازار ماندگار باشد. همینطور بتواند باتوجه به شرایط محیطی، اهداف خود را تغییر دهد. بنظر شما عوامل اصلی شکست مدیران چیست؟ مهم ترین دلیل عدم موفقیت یک مدیر، تصمیمات اشتباه در هدایت تیم و ایجاد ارزش برای سازمان است. برخلاف تصور رایج شکست مدیران در یک لحظه اتفاق نمی افتد. به تدریج طی بازه های زمانی مختلف یک مدیر با چند خطا یا کم توجهی مکرر شکست خود را رقم میزند. دربخش بعدی مولفه های موفقیت مدیران را بررسی میکنیم تا عوامل شکست مدیران را بهتر درک کنید.
به نظر شما مهمترین عامل موفقیت یک مدیر چیست؟ معمولا مدیران کسانی هستند که ویژگی های منحصر بفردی نسبت به سایر کارمندان دارند. مهم ترین ویژگی برجسته این افراد توانایی مدیریت مهارت های خاصی است که دیگران نمیتوانند انجام دهند. شما به عنوان یک مدیر چه شاخص هایی را داخل محیط کاریتان تجربه کرده اید؟ شاخص های موفقیت یک مدیر به عوامل مختلفی بستگی دارد. امروزه کسب و کارها با هدف به حداکثر رساندن بهره وری و دستیابی به اهداف استراتژیک تلاش میکنند. باتوجه به این عوامل؛ سنجش اثربخشی مدیریت، دراولویت قرار میگیرد. با اینحال ارزیابی عملکرد مدیریتی ابعاد مختلفی دارد که درادامه مهمترین معیارهای سنجش را بررسی میکنیم.
آیا شما هم تجربهای از مدیریت ناکارآمد داشتهاید؟ یکی از اصلی ترین معیارهای سنجش مدیران موفق، نتایج کسب و کار است. مطالعات مدیریت نشان میدهد اندازه گیری دقیق شاخص ها میتواند 20% بهره وری سازمان ها را افزایش دهد. نتایج یک کسب و کار با سوددهی، رشد درآمد و بازده سرمایه گذاری مشخص میشوند. سال 2001 طی مطالعه ای که توسط کاپلان و نورتون انجام گرفت، بر اهمیت معیارهای مالی در ارزیابی اثربخشی مدیریتی تاکید ویژه ای شد. وقتی مدیر موفقی بتواند شاخص های مالی و عملیاتی سازمان را بهبود دهد ، قطعا تاثیر مثبتی بر عملکرد تیم نیز می گذارد. همچنین اعتبار رهبری خود را تثبیت میکند. تمرکز بر روی نتایج نهایی، راهبردهای کلیدی را به موفقیت واقعی تبدیل میکند. درصورتی که مدیر سازمانی بتواند نتایج زیر را به دست آورد، در مهمترین معیار ارزیابی مدیریتی پذیرفته خواهد شد.
مدیران نقش کلیدی در محیط کاری مثبت و با انگیزه دارند. همینطور محیط کاری هم نقش مهمی در مشارکت کارمندان یک سازمان دارد. تیم های موفق همیشه تحت رهبری موثر ظاهر میشوند. تحقیقات انجام شده توسط هارتر و همکارانش در سال 2002 نشان میدهد که کارکنان مشارکت کننده درنتایج تجاری برند تاثیر مثبتی دارند. این شاخص مدیریت به طور ویژه، حین نظرسنجی و ارزیابی های کارکنان مشخص میشود. مدیری که رضایت و اعتماد همکاران خود را جلب کند از این ارزیابی سربلند بیرون می آید. رهبری و مدیریت یک تیم روش های مختلفی دارد که شامل این گزینه ها میشوند.
مدیران به طور مکرر درگیر چالش ها و مشکلات هستند. توانایی تصمیم گیری آگاهانه رهبر تیم علاوه براینکه به حل مشکل کمک میکند، برای ارتباط موثر با کارکنان هم نقش دارد. چنین مدیری کلید موفقیت سازمان است. بدون شک در محیط های پیچیده سرعت تحلیل شرایط و اتخاذ تصمیم های به موقع یک مدیر میتواند تفاوت بین شکست و موفقیت یک برند را رقم بزند.
توانایی برقراری ارتباط موثر با همکاران و ذی نفعان یکی از مهارت های ضروری مدیر سازمان است. مدیرانی که در این زمینه ها کاربلد هستند تضمین میکنند که اطلاعات به راحتی جریان پیدا کند، سوءتفاهم ها به حداقل برسند و فرهنگ گفتگوی آزاد ترویج یابد. این نوع ارتباط با ذی نفعان و تعامل هدفمند با آنها، عامل کلیدی برای تضمین حمایت و پایداری تصمیمات سازمانی محسوب میشود. همچنین مدل شناسی “شانون ویور” نشان میدهد که کاهش نویز ارتباطی و ایجاد کانال های دو طرفه، کیفیت انتقال پیام را به طور چشمگیری ارتقا میدهد.
قطعا داخل سازمان هایی که فعال و رقابتی هستند بهره وری زمانی حاصل میشود که منابع مالی، انسانی و زمانی به طور بهینه مدیریت شوند. وقتی مدیری منابع را به طور موثری بهینه کند، کنترل دقیقی روی بودجه و زمان پروژه ها خواهد داشت. قطعا انگیزه و رضایت تیم افزایش یافته و اهداف استراتژیک سازمان نیز تحقق میابد.
پیشرفت مداوم مدیران، زیربنای نوآوری و پایداری سازمان است. بر اساس نظریه «سازمان یادگیرنده» پیتر سنگه، یادگیری مستمر و به کارگیری تجربیات جدید، باعث تقویت ظرفیتهای شناختی و رفتاری مدیران میشود. چرخه یادگیری “دیوید کولب”، راهکاری ساختاریافته برای توسعه مهارتها در شرایط واقعی ارائه میدهد.
مدیران موفق برای تحقق این اهداف معمولا کارهای زیر را انجام میدهند.
با اولویت دادن به رشد شخصی و حرفهای، مدیران توان تصمیمسازی و رهبری خود را ارتقا میدهند. مخصوصا به الگوی رفتاری برای تیم تبدیل میشوند و فرهنگ یادگیری را در سراسر سازمان نهادینه میکنند. حالا که با ویژگیهای مدیران موفق آشنا شدیم، بیایید بررسی کنیم چرا برخی مدیران با وجود تلاش، شکست میخورند؟

بدون شک علاوه بر مهارت های فردی رهبر یک سازمان، شرایط محیطی نیز تاثیرات بسیاری بر شکست یا موفقیت مدیران می گذارد. براساس نظریه بازتاب محیطی (Contingency Theory) هیچ سبک مدیریتی یکسانی برای همه موقعیت های رهبری وجود ندارد. موفقیت مدیران به تناسب تصمیمات آنها با محیط اطراف بستگی دارد. تاثیرگذارترین عوامل محیطی که باعث شکست یک مدیر میشود این موارد هستند:
به نظر شما کدامیک از عوامل محیطی داخل کشور ما بیشترین تاثیر را در شکست مدیران دارد؟
آیا تابه حال با مدیری کار کرده اید که به دلیل نداشتن دانش کافی، تصمیمات اشتباهی بگیرد؟ کمبود دانش مدیریتی فروش؛ بزرگ ترین سد موفقیت مدیران است. مسلما نبود دانش برای انجام وظایف، تحلیل مسائل و تصمیم گیری به موقع و درست باعث شکلگیری اشتباهات و درنهایت شکست میشود. طبق مدل دانش سازمانی “نوآکا و تاکئوچی”؛ انتقال و به کارگیری موثر دانش، کلید نوآوری و موفقیت مدیران است. وقتی رهبران قادر نباشند تا دانش و مهارت های خود را طبق استانداردهای جهانی به روز نگه دارند، اتفاقات ناگواری داخل سازمان تحت رهبری آنها شکل میگیرد.
براساس گزارش مرکز CCL مطالعات نشان میدهد ضعف در توانمندی های اولیه رهبری و مدیریت، جزو مهمترین عوامل شکست مدیران است. مرکز CCL با به کارگیری داده های 48.000 رهبر در سراسر جهان چالش های اصلی سطوح مختلف مدیریت را شناسایی میکند. عدم مهارت های ضروری جزو چالش های رایج مدیریت است که باعث کاهش چشمگیر عملکرد تیم و سازمان میشود. ضعف های رایج مدیرانی که مهارت کافی ندارند در این موارد دیده میشود:
رهبرانی که این مهارتها را ندارند، معمولا با چالشهایی مثل افت روحیه، گردش نیروی بالا و سردرگمی طی فرآیندها مواجه میشوند. توانمندسازی مهارتهای ارتباطی، کوچینگ مستمر، و شرکت در کارگاههای عملی مدیریت تعارض و تصمیمسازی، میتواند شکافهای مهارتی آنها را پر کرده و آنها را به «مدیران موفق» نزدیکتر کند.
یکی از مهم ترین دلیل عدم موفقیت یک مدیر، ناآگاهی نسبت به اصول پایه ای مدیریت است. این ناآگاهی میتواند شامل مفاهیم ساده ای مانند برنامه ریزی، هدف گذاری، یا حتی اصول ارتباط مؤثر باشد. وقتی یک مدیر فاقد دانش پایه ای در این حوزهها باشد، تصمیمگیریهای او بیشتر بر اساس حدس، تجربهی شخصی یا فشارهای محیطی شکل میگیرد تا بر مبنای اصول علمی و دادهمحور. اما این ضعف تنها به مبانی اولیه محدود نمیشود. بسیاری از مدیران به روزرسانی دانش و مهارتهای خود را امری غیرضروری میدانند؛ در حالیکه دنیای امروز، بهویژه با ورود پرشتاب فناوریهای نوین و تحول دیجیتال، نیازمند نگاهی سیستماتیک و تخصصی به مسائل سازمانی است. ناآگاهی نسبت به این مفاهیمی مدیر را از درک صحیح شرایط فعلی و تصمیمگیریهای آیندهمحور بازمیدارد.
در نهایت، مدیری که خود را بینیاز از آموزش و رشد میداند، جلوی پیشرفت سازمان را میگیرد. چنین مدیری به تدریج از جریان رقابت نیز کنار گذاشته میشود. با اینحال اگر کسب و کاری را مدیریت میکنید و با این چالش ها و مشکلات مواجه هستید نگران نباشید. مربی یا منتورهای مدیریت اینجا هستند تا نقش یک قطب نما، هم فکر و مشاور را برای شما و سازمانتان ایفا کنند. در بخش بعدی تعدای ازمنتورهای معتبر ایرانی و خارجی را به همراه منابع کتبی موردنیاز معرفی میکنم. اما اگر احساس میکنید بهعنوان یک مدیر تازه کار، نیاز دارید دانش خود را برای زمینههای مدیریت نوین افزایش دهید، دورههای تخصصی آکادمی هرمس میتواند نقطهی شروع مناسبی برای این مسیر باشد. یادگیری، اولین گام برای موفقیت واقعی است.
دکتر احمد روستا یکی از برترین اساتید مدیریت حال حاضر ایران شناخته میشود. ایشان استاد دانشگاه، محقق و مشاور بازاریابی در زمینه صادرات و واردات هستند. استاد روستا با 40 سال سابقه در امور مدیریت دارای مقالات و کتاب های تالیفی بسیاری است. یکی از کتب منتشر شده توسط این استاد «بازاریابی و مدیریت بازار است» که با همکاری داور ونوس و اعرابی تالیف شده. آقای روستا آموزش بازاریابی و مدیریت استراتژیک را سبک کاری خود قرار داده اند.
دکتر الوانی به عنوان یکی از برجسته ترین منتورهای مدیریت عمومی معرفی میشود. ایشان ملقب به “پدر مدیریت دولتی ایران” هستند. آقای الوانی جزو تاثیرگذارترین استادان مدیریت در ایران است که سابقه طولانی در آموزش و تالیف مقالات و کتاب های مدیریتی دارند. دو مورد از کتاب های منتشر شده توسط ایشان که براساس سبک کاریشان نوشته شده، «مدیریت عمومی» و «مدیریت رفتار سازمانی» نام دارند.
پیتر دراکر از معروف ترین نظریه پردازان علم مدیریت در جهان است. پیتر بیش از 70 سال عمر خود را با بینش انسانی، وقف نگرش جامع به علم مدیریت کرده. او به خیلی از سازمان های بزرگ دنیا مشاوره داده است. ایشان در دانشگاه گوته آلمان در رشته مدیریت تحصیل کرده. همچنین یکی از مهمترین آثار پیتر دراکر با عنوان «مدیریت» منتشر شد. سبک کاری دراکر تمرکز بر اثربخشی و نوآوری است.
پروفسور جان کاتر از مشاهیر مدیریت در زمینه رهبری تحلوگرا و فرآیند تغییر سازمانی محسوب میشود. او در 33 سالگی به رتبه استادی دانشگاه هاروارد رسید. کاتر پس از اینکه بازنشسته شد به همراه چند نفر از همکارانش یک شرکت مشاوره مدیریت راه اندازی کرد. آقای کاتر طی سالهای کاری خود 18 کتاب منتشر کرد که تا12 از آنها جزو پرفروش ترین کتاب های آمریکا هستند. برخی از کتاب های ایشان “کوه یخ ما در حال ذوب شدن است”، “شتاب” و “رهبری تغییر” است. اگر بخواهید آثار یکی از منتورهایی که معرفی کردم را بخوانید، کدام را انتخاب میکنید؟ چرا؟
مدیریت موفق چیزی فراتر از داشتن عنوان یا جایگاه سازمانی است. همانطور که در این مقاله بررسی شد، دلیل اصلی شکست در مدیریت اغلب نتیجهی ترکیبی از عوامل محیطی، کمبود دانش، ضعف در مهارتهای ارتباطی و ناتوانی در تصمیمگیریهای استراتژیک است. در دنیای پیچیده و پویای امروز، مدیران باید نهتنها با تغییرات همگام شوند، بلکه با یادگیری مستمر، تعامل مؤثر با تیم و استفاده بهینه از منابع، مسیر موفقیت را هموار کنند. اگرچه چالشهای مدیریتی غیرقابل پیشبینی هستند، اما با بهرهگیری از منتورهای حرفهای، منابع آموزشی معتبر و توسعه فردی، میتوان از این چالشها عبور کرد و به رهبری اثربخش دست یافت. در نهایت، موفقیت یک مدیر علاوه بر نتایج مالی در توانایی ایجاد فرهنگ یادگیری، انگیزهبخشی و هدایت تیم به سوی چشمانداز مشترک معنا پیدا میکند.
چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
دیدگاهتان را بنویسید