0 مورد
هیچ محصولی در سبد خرید نیست.
احتمالا شما هم تا به حال دقت کردهاید که بچه ها چقدر راحت همه چیز را امتحان میکنند. با اسباب بازی هایشان یک برج میسازند؛ بعد برج خراب میشود. اما ناراحت نمیشوند و دوباره از اول شروع میکنند.
گاهی نقاشی میکشند. شاید نقاشی شان آن طور که میخواستند نشود اما معمولا میخندند و دوباره امتحان میکنند. حالا ما بزرگترها چطور رفتار میکنیم؟ خیلی وقت ها قبل از اینکه حتی شروع به انجام کاری کنیم، هزارتا دلیل می آوریم. با خودمان می گوییم شاید نشود، شاید شکست بخوریم، شاید نتیجه آن چیزی نباشد که انتظارش را داریم.
در دنیای کارآفرینی، دقیقا همین جا تفاوتها خودش را نشان میدهد. چون کارآفرینی بدون ریسک، تقریبا معنی ندارد. البته ریسک یعنی چه؟ آیا یعنی بی گدار به آب زدن؟ نه، اصلا اینطور نیست.
ریسک در کارآفرینی یعنی آگاهانه تصمیم گرفتن، یعنی کوچک شروع کردن، یعنی تست، یاد گرفتن و بعد با اطمینان بیشتر، قدم های بزرگتر برداشتن. حقیقتا، پیام اصلی پادکست ریسک در کارآفرینی هم همین است. قرار نیست بدون فکر وارد مسیر شویم. قصد داریم یاد بگیریم چطور با ترسها رو به رو شویم و هوشمندانه جلو برویم.
برای اینکه شرکت ها در رقابت باقی بمانند، باید به نوآوری توجه کنند. به همین دلیل، خیلی از شرکتها تیم تحقیق و توسعه دارند. بعضی شرکتها هم از ابزار های نوآوری استفاده میکنند تا از بازار عقب نمانند. از طرفی، این روزها استارتاپها فرهنگ نوآوری و چابکی را خیلی بهتر در فضای کوچک خودشان جا انداخته اند. آنها سریعتر تصمیم میگیرند و زودتر تست میکنند. اگر هم چیزی جواب نداد، راحت تر مسیرشان را تغییر میدهند.
در مقابل، شرکتهای بزرگ امکانات بیشتری دارند. مثلا پول دارند، اعتبار دارند و معمولا شناخته شدهتر هستند. برای همین خیلی وقتها با شرکت های کوچک و کارآفرینها همکاری میکنند تا نوآوری مورد نیازشان را تامین کنند. با این حال، یکی از بزرگ ترین مانعهای نوآوری، ترس از شکست به شمار میرود. بسیاری از شرکتهای بزرگ چون به یک جایگاه امن رسیده اند، ترجیح میدهند همان مسیر قبلی را ادامه بدهند.
آنها درآمد، مشتری و اعتبار هم دارند. پس با خودشان میگویند چرا باید ریسک کنیم؟
اما مشکل دقیقا از همین جا شروع میشود. چون دنیا منتظر هیچ کس نمی ماند. قطعا تکنولوژی با سرعت تغییر خواهد کرد و رفتار مشتریها نیز عوض میشود. حتی یک استارتاپ کوچک هم ممکنه با یک ایده ساده، کل بازی را تغییر بدهد.
داخل پادکست ریسک در کارآفرینی به همین موضوع اشاره میکنیم. اینکه اگر کسب و کارها فقط به وضعیت امن امروز بچسبند، ممکنه فرصت های بزرگ فردا را از دست بدهند. کارآفرینها میدانند نوآوری همیشه از اتاقهای رسمی و جلسه های طولانی بیرون نمی آید. گاهی یک ایده ساده، یک تست کوچک یا یک تجربه متفاوت میتواند مسیر یک کسب و کار را عوض کند.
مانع مهم بعدی، نداشتن چشمانداز محسوب میشود. بعضی مدیرها فقط بازار امروز را میبینند. فروش امروز، رقیب امروز و سود امروز برایشان مهم است.
با این وجود یک کارآفرین موفق فقط به امروز نگاه نمیکند. او از خودش می پرسد: دنیا پنج یا ده سال دیگر به چه چیزی نیاز دارد؟ برای مثال، سال ها پیش شاید یک نفر فقط روی سی دی (CD) و دی وی دی (DVD) سرمایه گذاری میکرد. چون بازار آن روز خوب بود و مردم هنوز از این ابزارها استفاده میکردند.
ولی در همان زمان، یک نفر دیگر به آینده و به ذخیره سازی سریعتر، فلش، فضای ابری و تغییر رفتار مردم فکر میکرد. هر دو نفر در حوزه ذخیره اطلاعات کار میکردند اما تفاوتشان این بود که یکی گذشته را ادامه میداد و دیگری آینده را میدید.
اینجاست که در پادکست ریسک در کارآفرینی باید به یک نکته مهم توجه کنیم. ریسک فقط مربوط به شروع یک کار جدید نیست. گاهی ریسک واقعی اینه که هیچ تغییری نکنیم و فکر کنیم شرایط همیشه همینطور می ماند.
در اینجا یک مفهوم مهم مطرح میشود. خیلی از روان شناسها و متخصصان کسب و کار می گویند گاهی باید کمی مثل بچهها فکر کنیم.
بچهها از سوال پرسیدن نمیترسند، از امتحان کردن خجالت نمی کشند و شکست را پایان دنیا نمی دانند. اگر چیزی خراب شود، معمولا دوباره شروع میکنند. اگر جواب نگیرند، راه دیگری را پیش میگیرند. همین نگاه ساده، میتواند برای کارآفرینی بسیار ارزشمند باشد.
آنتوان دو سنت اگزوپری، نویسنده شازده کوچولو، به نوعی به همین تفاوت نگاه بین کودکان و بزرگترها اشاره می کند. او میگوید آدم بزرگها معمولا دنیای بچهها را خوب نمیفهمند. برای بچهها هم سخت است که بخواهند همه چیز را برای بزرگترها توضیح بدهند. شاید دلیلش این باشد که در دنیای بچهها محدودیت ها کمتر دیده میشوند. آنها راحت تر خیال پردازی میکنند، راحتتر سوال میپرسند و راحت تر ایدههای تازه را امتحان می کنند.
پیام این نگاه برای کارآفرینی روشن است. گاهی باید از دنیای خشک، محتاط و بیش از حد حساب شده بزرگترها فاصله بگیریم. باید دوباره با ذهنی باز به ایدهها نگاه کنیم.
البته این به معنی بیفکری نیست. این معنی را میدهد که اجازه ندهیم ترس؛ کنجکاوی و خلاقیت ما را از بین ببرد.
پس اگر میخواهید وارد مسیر کارآفرینی شوید، باید شجاعت داشته باشید. با اینحال این شجاعت باید همراه با آگاهی باشد. بهتره کوچک شروع کنید تا سریع یاد بگیرید، آینده را ببینید و برای خودتان چشم انداز داشته باشید. در نهایت، اجازه ندهید ترس از شکست جلوی نوآوری را بگیرد. چون بسیاری از ایدههای بزرگ، اول فقط یک تجربه کوچک بوده اند.
این پادکست به ما یادآوری میکند که مسیر کارآفرینی همیشه با قطعیت کامل شروع نمی شود. گاهی باید قدم اول را برداشت، نتیجه را دید، یاد گرفت و بعد مسیر را بهتر ادامه داد.