0 مورد
سبد خرید شما خالی است.

اینجا در این مقاله یک پژوهش واقعی درباره تاثیرات MBA را برایتان آورده ام. این پژوهش در واقع داستانی است دربارهی مردمی از دو جهان متفاوت که در یک کلاس گرد هم میآیند.
این گزارش درباره یک دانشجوی فرانسوی با رؤیای مدیریت در نیویورک یا سنگاپور نوشته شده و در کنار او یک مدیر بحرینی هست که میخواهد در شرکت خودش بهتر از هر فرد دیگر، سازمانش را رهبری کند و همزمان خانوادهاش را از دست ندهد.
وقتی این گزارش را بررسی کردم متوجه شدم که هر دو درست میگویند ؛ زیرا انتخاب مناسبی داشته اند و در این میان متوجه شدم که فقط مسیر و تعریفشان از موفقیت کمی فرق دارد.
با خواندن کامل این مقاله معتبر متوجه خواهید شد که : « ارزش MBA وقتی با فرهنگ، هدف و واقعیت زندگی دانشجو هماهنگ باشد؛ به یک انتخاب درست تبدیل میشود»
سالهاست MBA در سراسر جهان بهعنوان یکی از محبوبترین و تأثیرگذارترین مدارک تحصیلات تکمیلی شناخته میشود. بسیاری از کارکنان و مدیران تصور میکنند با گرفتن مدرک MBA دری به سوی فرصتهای شغلی بهتر، درآمد بالا و جایگاه اجتماعی معتبر به سمت زندگی شغلی گشوده میشود. اما پشت این باور جهانی واقعا دو سوال خیلی مهم وجود دارد:
این سوالات مهم در واقع نقطهی آغازی بود برای یک پژوهش. پژوهشی که آقای کریم سعید از دانشگاه ورسای فرانسه و یاس السلطانی از دانشگاه عربی خلیج (در بحرین) با همکاری یکدیگر آغاز کردند.
این دو محقق میخواستند بفهمند آیا ملیت و فرهنگ بر «درک دانشجویان از ارزش مدرک دوره مدیریت چیست» تأثیر میگذارد یا نه!
آنها به یک نتیجه مهم رسیدند و اظهار داشتند :
در نگاه عمومی متوجه شدیم که ” دوره های مختلف مدیریتی کسب و کار ” پلی میان تجربهی کاری و دانش مدیریت است. این دوره قرار است فرد را به مهارتهایی مانند رهبری، تحلیل، تصمیمگیری و ارتباط مؤثر مجهز کند.
در این تحقیق اذعان شده که: البته منتقدانی هم وجود دارند. برای مثال مینتزبرگ معتقد است برنامههای کلاسیک M.B.A به جای تربیت مدیران واقعی، صرفاً «تحلیلگران نظری» میسازد! پس خروجی نظریه های کلاسیک به طور صد درصدی مفید نیست و مدیرانی تحویل میدهد که شاید در کلاس عالی باشند اما در دنیای واقعی مدیریت سردرگماند.
از سوی دیگر در این تحقیق مشخص می شود که با جهانی شدن بازار کار، دانشگاهها و مدارس کسبوکار زیر فشار قرار گرفتهاند تا مهارتهای «جهانی» را به دانشجویان بیاموزند. همین مهارتها است که باعث می شود مدیران و کارکنان یک سازمان بتوانند در بازارهای جهانی کار کنند.
همینجا بود که پژوهشگران در این تحقیق دریافتند موضوع فقط دربارهی «درسها و مهارتها» نیست؛ بلکه پای «فرهنگ» نیز در میان است.
مثلا در فرهنگ مردم فرانسه، ارزشهای فردگرایانه و رقابتمحور حاکم است؛ اما در جوامع عربی،مسائلی مانند خانواده، همبستگی و تعهد اجتماعی اهمیت قابل توجهی دارد.
طبیعی است که این تفاوتها روی هدفهای شغلی و انتظارات از مدیران و آموخته های آنان نیز اثر بگذارد. این اختالاف در انتخاب اولویت ها حتی تاثیرات مهمی روی شیوه مدیریت دارد.
برای فهم این تفاوتها، دو گروه از دانشجویان MBA انتخاب شدند:
گروه اول از یک مدرسه کسبوکار معتبر در فرانسه
گروه دوم از دانشگاه عربی خلیج در بحرین که دانشجویانی از کشورهای عربی منطقه (بحرین، کویت، قطر، عربستان، عمان و امارات) داشت.
مهارتهای حل مسئله در کسبوکار
مهارتهای علمی و فنی
مهارتهای نرم (رهبری، ارتباط، اعتمادبهنفس)
اهداف شغلی فرد
۳۶۳ نفر پرسشنامه را پر کردند که شامل ۲۸۸ نفر از کشورهای خلیج فارس و ۷۵ نفر از فرانسه میشد.
وقتی دادهها جمعآوری شد، اولین نکته جالب این بود که ملیت تأثیر چندانی بر انگیزهی کلی دانشجویان برای تحصیل نداشت.
اما وقتی پژوهشگران وارد جزئیات شدند، تفاوتهای فرهنگی نیز آشکار شد.
دانشجویان فرانسوی بیشتر به اعتبار جهانی برگزار کننده دوره آموزشی MBA مدیریتی رتبهبندی بینالمللی و شبکهی ارتباطی قوی اهمیت میدادند.
این دوره برای دانشجویان فرانسوی در واقع ابزاری بود تا بتوانند در شرکتهای چندملیتی کار کنند یا در کشورهای دیگر فرصت شغلی بهتری برای خود پیدا کنند.
دانشجویان عرب بیشتر به مهارتهای نرم توجه داشتند و مهارتهایی مثل رهبری، مدیریت تیم، ارتباط انسانی و اعتمادبهنفس بیشتر از سایر گزینه ها مدنظر آنها بود.
هدف بسیاری از ساکنان خلیج فارس از خرید و شرکت در گرایشهای MBA این بود که با داشتن مدرک مدیریت بتوانند در شرکتهای خودشان ارتقا بگیرند و مهاجرت کردن برای آنها اهمیت چندانی نداشت.
نکتهی قابلتوجه دیگر در پاسخ به پرسش ها به اهمیت توازن بین زندگی شخصی و شغلی مرتبط بود.
اکثر دانشجویان خلیج فارس برای این مورد “بالاترین امتیاز یعنی (۴٫۳۵ از ۵) را ثبت کردند. و این دیدگاه در واقع ریشه عمیقی در ارزشهای خانوادگی فرهنگ عربی دارد.
پژوهشگران با تحلیل آماری پیشرفته، چند نتیجه کلیدی گرفتند:
بین «اهداف شغلی» و «مهارتهای نرم» همبستگی قوی وجود دارد (بهویژه در دانشجویان خلیج فارس).
اما در گروه فرانسوی، این همبستگی میان همهی مهارتها (فنی، مدیریتی و نرم) بالا بود؛ یعنی آنها MBA را بهعنوان مجموعهای جامع از مهارتها میدیدند.
وقتی دو پژوهشگر دادهها را کنار هم گذاشتند در ماهسل آن تصویر جالبی شکل گرفت:
فرانسویها این برنامه آموزشی را «پلی برای جهانی شدن» میدیدند اما عربها «ابزاری برای پیشرفت در همان محیط خودشان».
فرانسویها به نام و برند دانشگاه، شبکه بینالمللی و فرصتهای جهانی فکر میکردند.
اما دانشجویان عرب به مهارتهای رهبری، هماهنگی در کار و سازگاری با ارزشهای سازمان خود، بیشتر اهمیت میدادند.
حتی انتخاب نوع دانشگاه هم تابع همین نگاه بود:
در فرانسه «رتبه دانشگاه» مهمتر بود در حالیکه برای دانشجویان عربی «تناسب برنامه با شرکت یا صنعت محل کار» بیش از هر چیزی اهمیت داشت.
در پایان، نویسندگان به نتیجهای رسیدند که اگرچه از دل آمار و ارقام بدست آمده بود ولی ارتباط معنایی با روح انسانی داشت:
اگر میخواستند نتیجه بررسی ارقام پژوهش خود را منتشر کنند در واقع یک نکته مهمی وجود داشت؛ ظاهرا ” مفهوم این برنامه آموزشی ” برای همه یکسان نیست. ارزش آن بستگی دارد به اینکه از چه فرهنگی میآیی و چه میخواهی از آن بسازی.
در فرانسه: تلاش برای MBA یعنی دستیابی به فرصتهای جهانی، رقابت و توسعهی فردی.
در خلیج فارس: دریافت MBA یعنی یاد گرفتن مدیریت مؤثر، پیشرفت در سازمان، و حفظ تعادل میان کار و خانواده.
پژوهشگران در این رویداد، هشدار دادند که اگر دانشگاهها و مدارس کسبوکار بینالمللی به این تفاوتهای فرهنگی توجه نکنند، ممکن است شرکت در این دوره برای برخی افراد ناامیدکننده شود.
آنها توصیه کردند برنامههای بینالمللی باید نهتنها از نظر آموزشی بلکه از نظر فرهنگی نیز با دقت بیشتری بومیسازی شود.
در بخش پایانی تمامی نویسندگان پیشنهاد کردند که در تحقیقات آینده، لازم است ملیتهای بیشتری بررسی شوند تا درک کاملتری از تأثیر فرهنگ بر انگیزههای شغلی و ارزش ادراکشده به دست آید.
همچنین دانشگاهها باید مهارتهایی مانند «رهبری جهانی»، «سازگاری فرهنگی» و «انعطاف در محیطهای چندملیتی» را به طور جدی وارد برنامههای درسی خود کنند.
در نگاه آنها، یک برنامه آموزشی برای دوره مدیر ارشد کسب و کار نباید صرفا مدرکی برای رزومه باشد! بلکه باید تجربهای برای ایجاد تحول باشد که هم مهارت میسازد، هم نگرش و هم شخصیت حرفهای فرد را دگرگون میکند.
چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
دیدگاهتان را بنویسید