0 مورد
هیچ محصولی در سبد خرید نیست.
نمیخوام تو ذوقتون بزنم ولی قبل از اینکه کسبوکاری رو شروع کنی و براش لوگو طراحی کنی، پیج اینستاگرام بسازی، سایت بالا بیاری ، یه سؤال مهم وجود داره: آیا اصلاً کسی حاضر هست برای چیزی که میخوای بفروشی پول بده؟ من در این پادکست میخواهم ۱۰ اشتباه رایج قبل از شروع کسب و کار را برایتان شرح دهم. پس تا پایان این اپیزود با من همراه باشید.
خیلی از کسب وکارها ایده خفن و خیلی خوبی دارن ولی به خاطر چند اشتباه ساده از همون اول وارد مسیر اشتباهی میشن.
یک سری گزارش ها از شکست استارتاپها تهیه شده که نشون داده مشکلاتی مثل نداشتن تناسب مناسب بین محصول و بازار (یعنی محصولی که میسازید با نیاز واقعی مشتری ها هماهنگ نیست و در نتیجه کسی حاضر نیست برایش پول پرداخت کند)، تمام شدن سرمایه که البته نشون میده درست ازش استفاده نشده ک این مشکل پیش اومده و ضعف تیم بارها و بارها در شکست کسب و کارها تکرار شده. حالا حوزه های کسب و کار بعد از سال ها تحقیق روی هزاران کسب و کار نتیجه گیری کردند که قبل از شروع کسب و کار باید ۱۰ اشتباه رو جدی بگیریم تا موفق بشیم.
بریم با هم بررسی کنیم این ۱۰ اشتباه چیه؟
ممکنه ایدهای از نظر خودت فوقالعاده باشه، ولی بازار به علاقه ما کاری نداره. استیو بلنک، یکی از چهرههای شناخته شده کارآفرینی و از افراد تأثیرگذار در شکلگیری مفهوم Lean Startup، روی یک نکته خیلی تأکید داره : فرضیات کسب و کار باید با مشتری واقعی آزمایش بشن، نه اینکه فقط داخل ذهن بنیانگذار باقی بمونن.
قبل از شروع از چند مشتری احتمالی پیدا کن و چند سوال بپرس:
بیشتریا قبل از شروع کسب و کار این جمله که « اگه محصولم خوب باشه، بالاخره مشتری پیدا میشه، استفاده میکنن » که خیلی جمله خطرناکیه. چون با تحقیق بازار میفهمی مشتریت کیه، تقاضا چقدره و چه رقبایی جلوی تو قرار دارن.
وقتی از یکی بپرسی مشتریت کیه و جواب بشنوی «همه میتونن استفاده کنن»، یعنی هنوز مشتری دقیق مشخص نشده. مثلاً اگر کفش ورزشی میفروشی، مشتری تو «تمام آدمهایی که پا دارن» نیست! ممکنه مشتری واقعی تو خانمهای ۲۰ تا ۳۵ سالهای باشن که هفتهای سه بار باشگاه میرن. پس باید مخاطبت دقیق انتخاب بشه تا محصولت، تبلیغاتت و پیام بازاریابیت هم دقیقتر بشه.
بعضیها با افتخار میگن: «محصول من هیچ رقیبی نداره.» اگر رقیب مستقیم نداری، احتمالاً مشتری الان مشکلش رو با یک راه حل دیگه برطرف میکنه. یعنی رقیب قطعا داری اما شاید به نظر تو دیده نمیشه. درواقع رقیب غیر مستقیم داری. اداره کسب و کارهای آمریکا هم اعلام کرده تحلیل تمام رفتارهای رقبا ابزاریه برای پیدا کردن مزیت رقابتی تو کسبوکارها. در حقیقت باید ببینی مشتری چرا باید تو رو انتخاب کنه، آیا مزیتی که من دارم اونقدر بزرگ هست که مشتری را جذب کنه؟
سه ماه، شش ماه یا حتی یک سال وقت میذاری تا محصول بی نقص بسازی و بعد تازه میفهمی مشتری اصلاً بعضی از امکاناتی که ساختی رو نمیخواسته. اینجا پیشنهاد اینه که فرضیات سریعتر آزمایش بشن، بازخورد مشتری گرفته بشه و محصول براساس اطلاعات واقعی اصلاح بشه و بهبود پیدا کنه. یعنی اول نسخهای بساز که مسئله اصلی مشتری رو حل کنه؛ بعد تغیرش و بده و براساس نیاز مشتری بهترش کن.
فروش بالا الزاماً نشون دادن یه کسب و کار سالم نیست. ممکنه ماهی صد میلیون یا بیشتر بفروشی، ولی هزینه تبلیغات، حقوق، ارسال، اجاره و خرید محصول حساب که کنی ببینی بیشتر از فروشته.
اول مشخص کن:
تمام شدن نقدینگی یکی از الگوهای تکرارشونده در شکست استارتاپ هاست.
قیمت رو فقط این طوری تعیین نکن : «رقیب ۵۰۰ میفروشه، من ۴۵۰ میدم پس حله دیگه فروشم از رقیب بیشتره.» ممکنه اگه بیای بدون فکر قیمتی را تعین کنی ضرر بزرگی ببینی و اصلاً دیگه سودی برات باقی نمونه. قیمت به یک سری پارامتر ها بستگی داره در واقع باید با هزینه، حاشیه سود، جایگاه برند، قیمت رقبا و مهمتر از همه ارزشی که مشتری دریافت میکنه هماهنگ باشه. گاهی ارزونتر بودن مزیت نیست؛ فقط باعث ضرر میشه.
دو نفر ممکنه بهترین رفیقای دنیا باشن، ولی وقتی وارد دنیای کاری میشن شریک های کاری خوبی نباشن.
قبل از شراکت باید مشخص باشه:
خیلی از مشکلات زمانی شروع میشن که این سؤالها به جای روز اول ، وسط یک اختلاف مطرح میشن. که دیگه خیلی دیره و مطرح شدنش فایده نداره.
اینکه بگی «محصول رو میسازم، بعد تبلیغ میکنم» برنامه بازاریابی نیست. قبل از شروع باید حداقل بدونی ۱۰ یا ۱۰۰ مشتری اول قراره از کجا بیان.
کسب و کاری که محصول داره ولی مسیر رسیدن به مشتری نداره، هنوز نصف مسیر رو هم طراحی نکرده.
بعضیها دقیقاً برعکس اشتباه پنجم عمل میکنن ؛ اون قدر تحقیق میکنن ، دوره میبینن ، برنامه مینویسن و منتظر سرمایه و شرایط ایدهآل میمونن که هیچ وقت شروع نمیکنن. اینجا آدمای کمالگرا هستن که ضرر میبینن.
نمیگم بدون فکر وارد بازار بشی ، ولی قرار هم نیست قبل از اولین مشتری جواب تمام سؤالهای پنج سال آینده رو داشته باشی. حالا اگر بخوام کل این پادکست رو تو یک جمله خلاصه کنم:
کسب و کار موفق از یک «ایده» که بنظر ما یه ایده جذاب شروع نمیشه ؛ از شناخت یک مشکل واقعی ، مشتری واقعی و راه حلی که مشتری حاضر باشه بابتش پول پرداخت کنه شروع میشه. پس قبل از اینکه پول و زمان زیادی خرج کنی ، این سه مورد رو پیدا کن.
حالا برای اینکه بتونید بهترین کسب و کار موردنظرتون رو بسازید، حتما دوره های کسب و کار را در هرمس بررسی کنید.