0 مورد
سبد خرید شما خالی است.
خیلی وقتها فکر میکنیم بزرگترین مانع ما در مسیر موفقیت، تنبلیست؛ یا شاید فکر میکنیم استعداد کافی نداریم، شانس نداریم، یا همیشه از کمبود وقت گلایه میکنیم. اما واقعیت اینه که بیشتر اوقات چیزی که ما را عقب نگه میدارد، یک صدای آرام در ذهن ماست. صدایی که میگوید: «هنوز کامل نیست… هنوز آماده نیستی… این همان چیزی نبود که در ذهنت ساخته بودی…»
ما به این صدا میگوییم کمالگرایی.
کمالگرایی در نگاه اول چیز بدی به نظر نمیرسد. همه ما دوست داریم کارهایمان را خوب انجام بدهیم، پیشرفت کنیم و نتیجه خوبی بگیریم. با این حال مشکل از جایی شروع میشود که «خوب بودن» دیگر برایمان کافی نیست و فقط «بینقص بودن» را قابل قبول میدانیم.
آدم کمالگرا معمولاً خیلی تلاش میکند و وقت میگذارد، اما کمتر از مسیری که طی میکند لذت میبرد. معمولاً کاری را شروع نمیکند، یا شروع کردن برایش سخت می شود؛ چون فکر میکند هنوز شرایط آماده نیست. گاهی هم کاری را تمام نمی کند و وسط راه رها میکند، چون حس میکند هنوز جایی از کار ایراد دارد.
حتی وقتی موفق میشود هم به جای خوشحالی، به این فکر میکند که «میتوانستم بهتر باشم»، «کاش از مسیر دیگری رفته بودم»، «کاش آن کار را نمیکردم» یا «کاش بیشتر دربارهاش فکر میکردم.»
به همین دلیله که اکثر اوقات کمالگرایی به جای اینکه ما را جلو ببرد، ما را متوقف میکند. اینجاست که متوجه میشویم چرا کمالگرایی دشمن پنهان موفقیت است.
طبق توضیح انجمن روانشناسی آمریکا، کمالگرایی یعنی داشتن انتظارهای بسیار بالا از خود یا دیگران؛ انتظارهایی که گاهی از واقعیت زندگی فاصله دارند.
مرکز کلیولند، که یک مرکز پزشکی درمانی در آمریکاست، درباره اثرات کمالگرایی توضیح میدهد که اضطراب، استرس و عقب انداختن کارها از معایب کمالگرایی هستند. این موارد باعث می شوند افراد از روند کارشان رضایت نداشته باشند، ناامید شوند و در بسیاری از مواقع به موفقیت موردنظرشان نرسند.
در واقع نکته مهم اینه که کمالگرایی کاملاً قابل مدیریت است.
اولین قدم اینه که به جای کامل بودن، روی بهتر شدن تمرکز کنیم. لازم نیست همه چیز از همان اول عالی باشد. خیلی از موفقیتها با یک شروع ساده و ناقص آغاز شدهاند.
قدم دوم اینجاست که به خودمان اجازه بدهیم اشتباه کنیم. باید قبول کنیم اشتباه کردن یعنی رشد کردن؛ یعنی داریم بهتر میشویم و چیزی یاد می گیریم. نباید با یک اشتباه در ذهنمان بگوییم همه چیز تمام شده و شکست خوردهایم. هیچ آدم موفقی بدون خطا و تجربه به جایی نرسیده.
قدم سوم، کوچک کردن کارهاست. وقتی یک هدف خیلی بزرگ به نظر برسد، ذهن کمالگرا میترسد و عقب می کشد. اما اگر همان هدف را به قدمهای کوچک تقسیم کنیم، شروع کردن راحتتر میشود.
و قدم چهارم اینه که با خودمان مهربانتر باشیم. به این فکر کنید که اگر یکی از عزیزانمان اشتباه کند، معمولاً او را ترک نمی کنیم؛ به او دلگرمی میدهیم و سعی میکنیم درکش کنیم. پس چرا با خودمان اینقدر بد رفتار میکنیم؟
موفقیت یعنی آرام و پیوسته به سمت هدف حرکت کردن، یاد گرفتن و ادامه دادن؛ نه بینقص بودن.
اما کمالگرایی به ما میگوید: «وقتی کامل شدی، آن وقت شروع کن.»