0 مورد
هیچ محصولی در سبد خرید نیست.
آیا تا به حال درباره ترومای بین نسلی شنیده اید؟ گاهی یک جنگ یا یک مهاجرت تمام میشود، یک درد سالهای زیاد از ما فاصله میگیرد؛ اما اثرش تمام نمیشود. بعضی اوقات چیزی را که در گذشته تجربه کردیم، نه به شکل یک خاطره، بلکه به شکل ترس، سکوت، کنترلگری یا پرخاشگری ، وارد زندگی نسل بعد می شود. روان شناسی برای این پدیده یک اسم دارد: «ترومای بین نسلی».
ترومای بین نسلی یعنی اثرات یک تجربه آسیب زا در یک نسل ، روی نسل بعد هم اثر بگذارد ؛ حتی اگر فرزند یا نوه، خودِ آن اتفاق را تجربه نکرده باشد. جنگ، خشونت، آزار دوران کودکی، مهاجرت اجباری، فقر شدید، تبعیض، اعتیاد یا یک فقدان سنگین و حل نشده، میتوانند زمینه چنین چرخهای را ایجاد کنند. اما اصلا این اصطلاح از کجا آمد؟ یکی از اولین گزارشهای شناخته شده درباره این موضوع در سال ۱۹۶۶ منتشر شد. روان پزشک کانادایی، درباره فرزندان یک خانواده نوشت ؛ درباره افرادی نوشت که خودشان اردوگاهها و آن اتفاقات را تجربه نکرده بودند، اما بعضی از آنها مشکلات روانی قابل توجهی داشتند.
از همانجا یک سؤال جدیتر وارد پژوهش شد:
آیا ممکن است اثر یک تروما، از نسلی که آن را تجربه کرده عبور کند و به نسل بعد برسد؟
جواب امروز علم این است:
بله، ممکن است؛ اما نه به شکل رازآلودی که گاهی در شبکههای اجتماعی میبینیم و میشنویم. شما « یک خاطره از جنگ که پدربزرگتان شرکت کرده بوده » را به ارث نمیبرید. چیزی که ممکن است منتقل شود، الگوهاست. یعنی چی؟ مثلاً پدری را تصور کنید که کودکی اش در ناامنی بزرگ شده. امکان دارد در بزرگسالی بیش از حد مراقب فرزندش باشد؛ دائم هشدار بدهد، اجازه استقلال زیادی ندهد. درسته نیتش محافظت محسوب میشود. اما کودک کمکم یک پیام متفاوت دریافت میکند: «دنیا جای امنی نیست.»
اینجا کسی نمیخواهد به دیگری آسیب بزند؛ اما یک الگو رفتاری ناخواسته، ادامه پیدا میکند.
احتمال دارد خودش را به شکل اضطراب مداوم، گوش به زنگ بودن بیش از حد، احساس شرم یا گناه، بی اعتمادی، مشکل در صمیمیت، بی حسی عاطفی یا واکنش خیلی شدید به استرس نشان بدهد. بعضی افراد ممکن است مشکلات خواب، مصرف مواد یا الگوهای ناسالم خوردن را هم تجربه کنند. البته داشتن یکی از این نشانه ها به این معنی نیست که حتما «ترومای بین نسلی» داریم.
حالا به مهم ترین سوال این اپیزود میرسیم که چطور این چرخه را شکست دهیم؟
قدم اول، دیدن الگوهاست. نباید دنبال مقصر بگردیم؛ باید بفهمیم چه چیزی مدام در خانواده تکرار میشود.
قدم دوم اینه که ببینیم این الگوها چقدر روی زندگی، رابطهها یا حال روانیمون اثر گذاشتن. در واقع، باید خودِ پدر و مادر، زخمها و آسیبهای گذشتهاش رو درمان کنه و رابطهای امنتر و سالمتر با بچهاش بسازه. و یک نکته را نباید فراموش کنیم:
خانوادهای که از جنگ، فقر یا فقدان عبور کرده، ممکن است در کنار ترس و اندوه، قدرت سازگاری، همبستگی و امید را هم به نسل بعد منتقل کرده باشد. ترومای بین نسلی همیشه هم بد نیست یعنی قرار نیست به ما بگوید که زندانی ایم و سرنوشتمون را بپذیریم. موضوع ترومای بین نسلی وقتی ارزش پیدا میکنه که در خانواده یک الگو را میبینیم، اونوقت دیگه قبل از اینکه بدون فکر تکرارش کنیم دربارش فکر میکنیم.
ما نمیتوانیم آنچه را برای نسلهای قبل اتفاق افتاده عوض کنیم. اما میتوانیم تصمیم بگیریم گذشته، با همان شکل و همان شدت، وارد آینده نشود. پس ما باید گذشته را بشناسیم.
اگر قصد دارید مهارت های توسعه فردی خود را تقویت کنید، حتما به دوره های توسعه فردی در سایت هرمس مراجعه کنید.