0 مورد
سبد خرید شما خالی است.

مدیریت بدون شک یکی از مهمترین مشاغل در جهان است. جالبه بدانید مدیران ۷۰٪ از ایجاد تفاوت در میزان مشارکت کارکنان را عهده دار است و استراتژی مدیریتی در واقع نقش حیاتی در موفقیت کارکنان دارد. یک کارمند مشتاق میتواند یک شرکت را نسبت به رقبا متمایز کند؛اما کارمندان به یک مدیر خوب ( با قابلیت رهبری منعطف ) نیاز دارند.
مدیر خوب بودن نیازمند دانش، مهارت و آموزش است و سبک مدیریت و حتی شیوه رهبری تجاری شما شما نیز نقش بزرگی در این روند ایفا میکند. در واقع میتوان گفت که ” کشف سبک مدیریتی خودتان” تیم شما را به سطوح جدیدی میبرد و همانطور که میدانید، موفقیت تیم شما، موفقیت شما را به عنوان یک مدیر تعیین میکند.
در این مقاله ما پنج روش مدیریتی مهم را مورد بحث قرار خواهیم داد:
ما قبلا در یک مقاله جداگانه به معرفی و بررسی سبکهای مختلف رهبری تجاری پرداخته ایم. حالا بهتره بدانید سبکهای مدیریتی نیز متنوع است و باید برای موفقیت در مدیریت سازمان لازم است تا انواع این سبک ها را بشناسید .
همچنین باید در مواردی که برای شما کار آمد است به یک مدیر حرفه ای تبدیل شوید؛ زیرا به وجود آمدن و توسعه هریک از سبک های مختلف در واقع یک دلیل داشته و برخی از این روش ها و برای شما واقعا مهم است.
سبک مدیریت شما ( بسته به شرایط و تیمی که رهبری میکنید ) معمولا به مرور زمان تغییر خواهد کرد و این طبیعی است. البته یک مدیر ماهر میداند که برای هر چیزی زمان و مکان خاصی وجود دارد. این یعنی یک مدیر میتواند بسته به شخص یا موقعیتی که با آن سر و کار دارد؛ بین سبکهای مدیریتی جابجا شده یا حتی میتواند روش های مختلف مدیریت را با هم ترکیب کند.
اما این امر با یادگیری، تمرین و تجربه حاصل میشود. پس میتوان گفت که درک سبکها و متد مدیریت، اولین قدم برای شروع این روند است.
در اینجا پنج سبک و روش مدیریت، همچنین زمان استفاده از آنها آورده شده است. ابتدا با مدیریت مشارکتی شروع میکنیم:
مدیریت مشارکتی شامل مشارکت دادن کارکنان در فرآیند تصمیمگیری و تعریف تصویر کلی است. این فرایند شامل جمعآوری ایدهها، نظرات و مجموعه مهارتهای مختلف، سپس تعیین اولویتها و برنامهریزی بر اساس آن است.
با درخواست ایدهها و مشارکت کارکنان، میتوانید تمرکز تیم را محدود کرده و حجم کار را از آنجا سازماندهی و مدیریت کنید. این رویکرد علاوه بر تشویق خلاقیت و نوآوری کارکنان، به تقویت مشارکت در تیم نیز کمک میکند.
این یک سبک مدیریتی مبتنی بر زمان به عنوان شیوه ای مؤثر است که کارمندان اولویتها و اهداف شرکت را به طور کامل درک کنند. برای مثال، اگر شرکت شما بسیار مشتری محور باشد و کارمندان مستقیماً با مشتریان تعامل داشته باشند بهتر به نتیجه می رسند که باید چطور با مشتری رفتار کنند. این رویکرد شامل واژگونی ساختار سنتی از بالا به پایین است و میتواند منجر به ایدهها و رویکردهای جدید شود.
البته شما باید مواردی مانند فرهنگ سازمانی و تقویت مهارت های نرم کارکنان را جدی بگیرید. اگر احساس میکنید مهارت هایی مانند فن بیان و زبان بدن را باید در کارمند خود تقویت کنید ؛ حتما این موارد را به آنها آموزش دهید.
یک شبکه مدیریتی بر ایجاد ارتباطات و خطوط ارتباطی بین تیمها تمرکز دارد و سپس برای همکاری به وجود و کارآمدی تیم ها متکی است. این یک سبک مدیریت همگانی میباشد و عمدتاً بدون دخالت است. در مدیریت به سبک شبکه سازی معمولا برای حل مشکلات و رفع چالش ها و یا مجوز دادن به یک فرایند سازمانی ؛ این تصمیمات از طریق شبکه کارمندان متخصص گرفته میشود؛ نه صرفا یک مدیر!
وقتی سیستم مدیریت و تصمیم گیری شما بر پایه شبکه ای از کارمندان توانمند است؛ در واقع حفظ ارتباط بین کارمندان مهم ترین وظیفه مدیرت است. مدیریت صحیح ارتباط بین کارمندان باعث میشود نیروهای تصمیم گیرنده بتوانند به طور مؤثر با هم کار کنند.
وظایف مدیر اصلی اینجا بهمعنای برنامهریزی جلسات تعاملی منظم تیمی یا راهاندازی کانالهای Slack برای ارتباط مؤثر باشد. ممکن است لازم باشد قبل از یافتن گزینهای که برای تیم شما مؤثر است، چندین گزینه را آزمایش کنید.
یک شبکه مدیریتی، رویکردی ایدهآل برای یک مدیر ارشد است که بر چندین تیم نظارت دارد. این روش مدیریتی شامل ایجاد شبکههای ارتباطی و توسعه روابط مبتنی بر اعتماد است. معمولا در این حالت؛ مدیر نیز به عضوی از شبکه تبدیل میشود و به عنوان یک پیامرسان یا واسطه عمل میکند. اصول مدیریت شامل اطمینان از این است که اطلاعات مرتبط؛ به طور کارآمد و مؤثر بین کارمندان و یا تیمهای مناسب به اشتراک گذاشته میشود.
سبک مدیریت دستوری شامل تغییر بین رویکرد مداخلهگرانه و رویکرد عدم مداخله برای توسعه کارکنان، گسترش مجموعه مهارتهای افراد و مستقلتر کردن کارکنان است. به این ترتیب، شما به عنوان یک مدیر اما در قالب و نقش مربی عمل میکنید. در این حالت میتوانید روند توسعه مهارت ها و تخصص کارکنان را شخصا مدیریت کنید.
در مدیریت به روش دستور العمل در واقع شما از طریق تعاملات منظمی که به وسیله آن، اهداف را تعیین میکنید؛ برنامههای توسعه را تدوین نموده و پیشرفت را پیگیری میکنید. شما به عنوان یک مدیر فعال آموزشی ، علاوه برا اینکه پیشرفت روند کارها نظارت دارید همچنین به کارکنان کمک میکنید تا در کار خود مهارت پیدا کنند.
کوچینگ یک رویکرد ایدهآل برای مدیرانی است که خودشان در وظایفی که یک کارمند باید انجام دهد، کاملا متخصص هستند. اگر در زمینه ای دارای تجربه و تخصص هستید و به سمت مدیریت ارتقا یافتهاید، حالا کاملاً آمادهاید که یک مدیر کوچینگ شوید.
روش کوچینگ درمورد انتقال تخصص و توسعه کارمندانتان به متخصصان نیز هست و سپس کنار رفتن از سر راه آنها باعث میشود هر فرد به یک نیروی متخصص با توانمندی مدیریت کارها مبدل شود.
با این حال حتی اگر تخصص خاصی را که کارمند درحال توسعه آن است را نداشته باشید، میتوانید یک مدیر کوچینگ شوید زیرا ارتباط دادن کارمند با مربی یا منابع آموزشی نیز نوعی مربیگری است.
وقتی یک یا چند نیرو دچار فرسایش شغلی میشوند و یا به دلیل تکرار آزمون و خطا متوجه میشوید که پتانسیل فردی و گروهی در سازمان دچار فرسایش شده به عنوان یک مدیر متخصص می توانید وارد میدان شده و مثل یک منتور یا کوچ سازمانی عمل کنید. انتقال مهارت صرفا شامل مهارتهای سخت نیست! بلکه میتوانید مهارتهای نرم و روحیه یادگیری مداوم کارمندان و کارکنان را تقویت کنید.
مدیریت بر اساس سرعت شامل مداخله و هدایت برای افزایش سرعت کارها است، نه دخالت در نحوهی انجام کار! این متد درواقع یک سبک و شیوه برای مدیریت است که شامل تعیین مهلت برای به ثمر رساندن کارها و ایجاد و نقاط عطف برای پروژهها میباشد. ایجاد روشهای موثر مانند مدیریت به سبک چابک برای بهبود سرعت انجام کارها در واقع مهم ترین ارکان این روش است.
برای روند مدیریت سریع، تیم شما میداند که چگونه کار خود را به بهترین شکل انجام دهد؛ اما شما باید برنامه ای تنظیم کنید که فرایند بودن عیب و نقص با سرعت بیشتری پیش رود.
اگر شما یک تیم رهبری را مدیریت میکنید که نیروها دارای انگیزه کافی هستند و به طور مؤثر همکاری میکنند، ممکن است برای جلو زدن از رقبای تجاری خود فقط لازم باشد تا سرعت کارها را افزایش دهید.
وقتی دلایل موفقیت برخی از سازمانهای تجاری را بررسی میکنیم متوجه میشویم؛ تیم آنها زمانی بهترین عملکرد را داشته که افراد و کارمندان به حال خود رها شده و فقط به یک مهلت برای تکمیل کار ها نیاز داشته اند.
تیم شما نیز ممکن است به نقطهای برسد که این رویکرد برای به سر انجام رسیدن کارها مؤثر باشد، ولی اگر چنین تصمیمی گرفتید؛ باید کارها را به طور منظم پیگیری کنید تا بتوانید اگر اوضاع از کنترل خارج شد، در بهترین زمان مداخله کرده و با یک ارزیابی صحیح ؛ کارها را سر و سامان دهید.
این روش در واقع سبک سنتی ( مدیریت خرد ) است. با استفاده از این سبک، شما بدون دخالت کارمندان، دیکته میکنید که چه کاری، کجا، توسط چه کسی و چگونه باید انجام شود. مدیریت دستوری قطعاً با محیطهای کاری مدرن، غیرسلسله مراتبی و کارمندمحور سازگار نیست! اما ممکن است در شرایط بسیار خاص برای شما و حتی بقای کسب و کارتان واقعا ضروری شود.
واضحترین زمان برای استفاده از مدیریت کنترلی درست همان زمانی است که یک شرکت در بحرانهای جدی قرار گرفته و جلوگیری از فاجعه نسبت به هر موضوع دیگری اولویت پیدا میکند.
شرایطی را تصور کنید که همه چیز ناپایدار است، حالا باید کمی جدی تر باشید و در این شرایط؛ مدیریت کنترلی به کاهش فشار بر تیم و بهبود کارها کمک میکند. این مدل را حتی میتوان به عنوان راهی برای برداشتن بار از دوش کارمندان دانست.
مدیریت دستوری ممکن است همیشگی نباشد اما در یک دوران گذرا ( مانند بحرانهای مالی ) بسیار اهمیت پیدا میکند.
وقتی میخواهید اینقدر در مدیریت خود یه یک فرد جدی و خشک تبدیل شوید باید کارمندان و کارکنان قبل از این ذهنیت خوبی درباره شما داشته باشند. تا در چنین شرایطی بتوانند بهتر به شما تکیه کنند. پس همین الان سعی کنید مهارتهای مدیریت و رهبری کسب و کار را در خود تقویت نموده و قبل از شرایط بحرانی سعی کنید از بقیه تکنیکهای مدیریتی خود برای ارتباط با کارمندان و ایجاد اعتماد به صورت روزانه استفاده کنید . فقط در مواقع ضروری از این تکنیک استفاده کنید.
همیشه باید یک مدیر جذاب و انعطاف پذیر باشید و بتوانید، اولا مهارتهای رهبری تجاری و و ثانیا ، آشنایی با چندین سبک مختلف مدیریت را به طور موازی و هم زمان تقویت کنید. برای شروع این مسیر ابتدا باید بدانید که هر کدام از این سبکهای مدیریتی شامل چیست و در چه زمانی اولویت پیدا میکند.
از آنجا به بعد است که میتوانید از هر سبک و روش در زمان و مکان مناسب استفاده کنید. همچنین به عنوان یک مدیر ( چند بعدی ) به درستی میتوانید در زمان و مکان مناسب از ویژگیهای ( هر یک ) از روش ها و سبکها و روشها؛ برای یافتن بهترین ترکیب استفاده کنید.
وقتی یک مدیر تصمیم میگیرد مهارتهای خود را تقویت کند درواقع همه چیز درمورد یافتن تعادل ” بین سبکهای مداخلهگر و غیرمداخلهگر ” در جریان است.
حتی در اکثر مواقع، متوجه میشویم که مهارت داشتن، در ترکیب روشهای مختلف مدیریت و استفاده به موقع از هر سبک ، در واقع بسیار مهم تر از حجم قابل توجهی از دانش آکادمیک است. به طور کلی برای داشتن تجربه بهتر توصیه میکنم از دوره آموزشی MBA شروع کنید.
یافتن تعادل مناسب ممکن است زمان بر باشد. زیرا تمرین و ممارست میطلبد. وقتی قرار است ابعاد و روشهای مختلفی از مدیریت را یاد بگیریم؛ لازم است در دورههای مهارتمحور و عملیاتی شرکت کنیم. زیرا اکثر مواقع خصوصا زمانیکه با نیروی انسانی روبرو هستیم ؛ عاقبت آنچه که انجام میدهیم بسیار مهم تر از روند مدیریت است.
از طرفی باید این نکته را در نظر داشته باشید که امروزه دنیای مدیریت مدرن با روشهای مدیریت سنتی بسیار متفاوت شده. پس بهتر است همین امروز مهارت آموزی را شروع کنید تا خطاهای مدیریتی شما کاهش یافته و روند رشد فردی و سازمانی شما آغاز گردد.
ممکن است شامل انواع یادگیری مدیریت از طریق آزمون و خطا باشد. اما نگران نباشید: تعهد به امتحان کردن رویکردهای مختلف و پذیرا بودن برای یادگیری بهترین نقطه شروع است.
چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
عالی