0 مورد
سبد خرید شما خالی است.

به طور کلی مفهوم مدیریت را میتوان در مهارت اداره امور و تحقق اهداف سازمانی و فردی توصیف نمود. مدیریت ممکن است انتسابی باشد، یعنی بهصورت ذاتی و ناشی از ویژگیهای فردی مانند خلاقیت و تصمیمگیری در شرایط روزمره زندگی ظهور کند. همچنین ممکن است قدرت مدیریت و رهبری یک فرد لایق ” اکتسابی ” باشد که از طریق آموزشهای تخصصی، تجربه و کسب مهارتهای علمی حاصل می گردد. اگر شما به صورت تجربی یک مدیر موفق هستید یا قصد دارید در این زمینه از مبانی مدیریت شروع کنید؛ بهتره بدانید که شرط لازم برای مدیریت موفق در امور “فردی و سازمانی” شامل آموزش مستمر، خودآگاهی،توسعه تواناییهای تصمیمگیری، برنامهریزی و ارتباط مؤثر است.
رویکرد مدیریتی در زندگی فردی و کسبوکار، از مفاهیمی است که تأثیرات آن را میتوان از دوران کودکی تا بزرگسالی مشاهده کرد. در واقع، هر فرد در طول زندگی به طور ناخودآگاه اصولی از مدیریت را میآموزد و در روند زندگی به خصوص برای حل چالش ها به کار میگیرد. این فرایند در گذر زمان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در موفقیتهای شخصی و حرفهای ” فردی و اجتماعی ” نقش اساسی در زندگی ایفا میکند؛به طوری که حتی نقش مدیران متخصص در موفقیت کسب و کارها را نمی توان نادیده گرفت. به طور مثال فرد در کودکی و توسط آموزه های والدین؛ یاد می گیرد که چطور برخی از مسائل شخصی مانند روند نظافت و برنامه روزانه خود را مدیریت کند. ایجاد نظم و هماهنگی از همین سن شروع شده و چشم انداز موفقیت برنامه آینده هر فرد را روشنمی کند.
رویکرد مدیریتی، پلی است که از دوران کودکی تا بزرگسالی و سپس به دنیای حرفهای کشیده میشود. توجه به این رویکرد نهتنها در رشد فردی بلکه در موفقیت کسبوکار نیز تأثیرگذار است. به همین دلیل، والدین و سیستمهای آموزشی باید در پرورش مهارتهای مدیریتی کودکان سرمایهگذاری کنند تا جامعهای با افراد و مدیرانی توانمندتر داشته باشیم.
تصور کنید کودکی که برای نخستین بار مسئولیت نظم دادن به اتاق خود را بر عهده میگیرد. این فعالیت ساده، او را با مفاهیمی چون برنامهریزی، تقسیم وظایف و ایجاد تعادل بین بازی و کار آشنا میکند. برای مثال، کودکی که یاد میگیرد چگونه زمان انجام تکالیف مدرسه را مدیریت کند و در عین حال زمانی برای تفریح کنار بگذارد، به نوعی مهارتهای مدیریت زمان را در سطح ابتدایی میآموزد.
این اصول به مرور زمان تقویت میشوند؛ برای مثال، هنگامی که والدین به کودک آموزش میدهند چگونه برای خرید اسباببازی پسانداز کند، او اهمیت برنامهریزی مالی و هدفگذاری را تجربه میکند. چنین مهارتهایی پایه و اساس مدیریت فردی در بزرگسالی را تشکیل میدهند.
در بزرگسالی، این مفاهیم ابتدایی به شکل تصمیمگیریهای پیچیدهتر بازتاب مییابند. فردی که در کودکی اصول مدیریت زمان و بودجه را آموخته، در زندگی روزمره خود توانایی برنامهریزی بهتر، اولویتبندی وظایف و مدیریت منابع محدود را دارد. به عنوان مثال، او میتواند در مواجهه با چالشهای روزانه، استراتژیهای مؤثری برای غلبه بر مشکلات طراحی کند و به اهداف خود دست یابد.
تأثیر در کسبوکار
این مهارتها در دنیای کسبوکار به شکل حرفهایتری نمود پیدا میکنند. مدیری که از کودکی مهارتهای فردی چون تصمیمگیری، هدفگذاری و برنامهریزی را تمرین کرده باشد، در محیط کاری بهتر عمل میکند.
برای مثال، مدیر یک استارتاپ که در کودکی مفهوم پسانداز و برنامهریزی را آموخته، در مواجهه با محدودیتهای مالی، قادر خواهد بود استراتژیهای بودجهبندی هوشمندانهای طراحی کند. همچنین، او میتواند اعضای تیم خود را به شکلی مؤثر هدایت کرده و فرهنگ کاری مثبتی ایجاد کند که بازتابی از مدیریت فردی اوست.
حدود ۸۲ درصد از افراد و مدیران موفق مانند ایلان ماسک و بیل گیتس اظهار داشتهاند که موفقیت خود را مدیون ” مدیریت فردی ” در اموری مانند تعیین اهداف بلندمدت، مدیریت زمان و توسعه مهارتهای شخصی میدانند. همچنین طبق آمار مؤسسه مککینزی (McKinsey & Company) میتوان ثابت کرد که ۷۰ درصد از شرکتهای بزرگ، موفقیت تجاری خود را مدیون مدیریت و رهبری حرفهای افرادی مانند مدیران عامل و رهبران ارشد اجرایی همچون استیوجابز هستند.
«آموزش رسمی مهارتهای مدیریت و کسبوکار برای نخستین بار در سال 1881 با تأسیس مدرسه کسبوکار وارتون Wharton School در دانشگاه پنسیلوانیا ایالات متحده آغاز شد. این مدرسه که به همت جوزف وارتون (Joseph Wharton) بنیانگذاری شد، به عنوان نخستین مدرسه کسبوکار در سطح دانشگاهی جهان شناخته میشود. تأسیس این نهاد آغازگر رویکردی حرفهای و نظاممند در آموزش مدیریت و تجارت بود که بعدها با توسعه روشها و سبکهای مدیریتی در جهان همراه شد.»
ما در ادامه این مطلب به اصلیترین سوالات افراد درباره رشته مدیریت پاسخ میدهیم. مخاطب این مطلب، هر کسی میتواند باشد. از دانشجو گرفته تا کارمند، کارفرما، مهندس، افراد جویای کار و حتی افرادی که قصد ادامه تحصیل در این حوزه را دارند و به دنبال فعالیت در زمینه مشاغل مدیریتی هستند می توانند بهترین اطلاعات را کسب نمایند.
اگر شما هم در جستوجوی پاسخ به سوالاتی نظیر کاربرد مدیریت چیست، هستید و قصد کسب اطلاعات بیشتر درباره گرایشهای اصلی مدیریت را دارید، تا پایان مقاله با ما باشید. زیرا به صورت مختصر؛ اما مفید و کاربردی، تعریف مدیریت و تاریخچه آن را ارائه میدهیم. سپس درباره کاربردهای مدیریت صحبت کنیم. در پایان نیز به معرفی گرایشهای مختلف این رشته بپردازیم.
در پاسخ به سوال مدیریت چیست، تعاریف مختلفی ارائه شده . ابتدا به ارائه اصلیترین تعریف مدیریت؛ یعنی تعریف آکادمیک آن میپردازیم.
اگر به دنبال این هستید تا بتوانید مفهوم مدیریت را بهتر درک کنید، شما را با سه دیدگاه اصلی مدیریت آشنا میکنیم. پس از این طریق با تعریف مدیریت و ماهیت آن، آشنا خواهید شد.
مفهوم سهگانه از مدیریت عبارتاند از:
از دیدگاه یک اقتصاددان، مدیریت یکی از عوامل تولید به همراه زمین، نیروی کار و سرمایه است. با افزایش صنعتی شدن یک کشور، نیاز به مدیریت نیز بیشتر میشود. منابع مدیریتی یک شرکت تا حد زیادی بهرهوری و سودآوری آن را تعیین میکنند. بنابراین، توسعه اجرایی برای شرکتهایی که در صنایع پویا با پیشرفت سریع فعالیت میکنند، اهمیت بیشتری دارد.
از دیدگاه یک مدیر، مدیریت یک سیستم اقتدار است. از نظر تاریخی، مدیریت ابتدا با فلسفه اقتدارگرایی شکل گرفت. سپس، رویکرد آن به سمت پدرسالاری تغییر کرد. پس از آن، مدیریت قانونمند پدیدار شد که با تمرکز بر سیاستها و رویههای ثابت برای تعامل با گروه کاری مشخص میشد. در نهایت، روند مدیریت به سمت رویکرد دموکراتیک و مشارکتی گرایش پیدا کرد. مدیریت مدرن در واقع ترکیبی از این چهار رویکرد به اقتدار است.
از دیدگاه یک جامعهشناس، مدیریت یک سیستم طبقهبندی و جایگاه است. افزایش پیچیدگی روابط در جامعه مدرن میطلبد که مدیران به نخبگان فکری و تحصیلی تبدیل شوند. ورود به این طبقه از مدیران بیشتر و بیشتر به برتری در تحصیلات و دانش وابسته شده، تا به روابط خانوادگی یا سیاسی. برخی از پژوهشگران این توسعه را “انقلاب مدیریتی” میدانند. اما شما ممکن است دیدگاه متفاوتی درباره مدیریت داشته باشید، اما هدف آن ثابت میماند: دستیابی به هدف به طور مؤثر و کارآمد.
در اینجا تاریخچهای کوتاه از نحوه رسیدن رشته مدیریت، به جایی که اکنون رسیده، ارائه دادیم. پس در صورتی که به دنبال اطلاع از تاریخچه مدیریت و سیر تحول این رشته پرطرفدار هستید، در ادامه نیز در کنار ما باشید.
مدیران میبایست برای اطمینان از موفقیت تیم و نیروی کاری که بر آن نظارت دارند، چندین مسئولیت را بر عهده بگیرند. مدیران وظایف متعددی در یک سازمان دارند. معمولاً وظایف اصلی مدیران را به چهار گروه به هم پیوسته تقسیم میکنند. در صورتی که به دنبال انتخاب یک دوره آموزش مدیریت هستید، درک این چهار وظیفه، به شما کمک میکند تا نقاط قوت و مهارتهای مورد نیاز خود را شناسایی کنید تا بتوانید از بین دورههای مدیریتی موجود، آموزش مناسب را برای بهبود مهارتهای خود انتخاب نمایید. 4 وظیفه اصلی یک مدیر عبارتاند از:
در پاسخ به سوال اصلیترین سطوح مدیریت چیست باید گفت که در اکثر سازمانها، مدیریت در یکی از سه سطح بالا، متوسط و پایین قرار دارد. مدیران در شرکتهای و کسبوکارهای کوچکتر ممکن است در بیش از یک سطح نقش داشته باشند، در حالی که سازمان های بزرگتر ممکن است چندین مدیر در هر سطح داشته باشند.
مدیریت در سطوح عالی معمولاً نقش اداری دارد و تصمیمات مدیران ارشد یا CEO معمولا بر کل سازمان تأثیر خواهد گذاشت، حتی اگر گاهی مدیران ارشد در عملیات روزمره سازمان درگیر نباشند. این افراد در سازمان معولا نقشهایی مثل مدیر عامل (CEO) را برعهده میگیرند و یا در هیئت مدیره فعالیت میکنند.
مدیران میانی معمولا با نقشهای اجرایی مشغول به فعالیت هستند. آنها با مدیریت ارشد و سرپرستان همکاری میکنند تا به نیروی کار در دستیابی به اهداف و افزایش بهرهوری سازمان یا شرکت، کمک کنند. مدیر منطقهای یا مدیر کل نیز در واقع همان مدیر میانی است.
مدیریت در پایینترین سطح معمولا نقش نظارتی دارد. این مدیران نقشهایی مانند سرپرست شیفت، مدیر شعبه یا سرپرست تیم را دارند. آنها با افراد، نیروی کار و تیمها برای دستیابی به اهداف تعیینشدهای که توسط مدیران عالی تعیین شده است، همکاری میکنند. آنها معمولاً در مقایسه با سطوح دیگر مدیریت، نفوذ کمتری بر سیاستهای شرکت دارند، اما بیشترین تعامل را با نیروی کار و گزارشدهندگان مستقیم دارند.
دورههای MBA و DBA به ترتیب در سطوح میانی و سطح عالی یا ارشد مدیریت قرار میگیرند، اما با توجه به هدف، محتوا و مخاطبان آنها میتوان توضیحات زیر را ارائه داد:
این دوره برای افرادی طراحی شده که معمولاً در سطوح میانی مدیریت یا برای پیشرفت به سطوح بالاتر فعالیت میکنند.
این دوره برای مدیران ارشد و کسانی طراحی شده که در حال حاضر در سطوح عالی مدیریت قرار دارند یا به دنبال رهبری استراتژیک سازمانها و توسعه دانش مدیریتی خود در سطح آکادمیک و عملیاتی هستند.
همانطور که ذهن بدن انسان را برای تحقق خواستههایش هدایت میکند، مدیریت نیز عاملی حیاتی است که فعالیتهای سازمانی را برای رسیدن به هدف مورد نظر خود هدایت و کنترل میکند. پس به طور کلی در پاسخ به سوال کاربرد مدیریت چیست، باید گفت که مدیریت فعالیتی جامع و فراگیر است که بسیاری از واحدها را به یک کل منسجم پیوند میدهد و بسیاری از قوای انسانی را در یک ابزار قدرتمند جوش میدهد. در ادامه، اشارهای کوتاه به عملکردهای مختلف یک مدیر، خواهیم داشت.
همانطور که در ابتدای مقاله نیز ذکر شد، رشته مدیریت، یکی از گستردهترین و محبوبترین رشتههای دانشگاهی است. به طوری که فرصتهای شغلی متنوعی را پیش روی دانشآموختگان قرار میدهد. در ادامه، به معرفی برخی از مهمترین گرایشها و رشتههای مدیریت پرداختیم. گرایشهای اصلی رشته مدیریت که آینده شغلی خوبی دارند:
قبل از انتخاب رشته مدیریت، به چه چیزهایی توجه نماییم؟ در ادامه به نکاتی که قبل از انتخاب رشته مدیریت باید به آنها توجه کنید اشاره کردیم: شما با پاسخ به 7 پرسش متوجه خواهید شد که آیا مناسب برای این رشته هستید یا نه؟
این رشته هستید یا نه؟
شما باید نیروی کار خود را به خوبی درک کنید. مدیران بزرگ و موفق، افرادی هستند که نیروی کار خود را به خوبی درک می کنند و با آنها ارتباط موثری برقرار میکنند.
درک افراد به این معنی است که شما باید با همکاران و نیروی کار خود همدل، فروتن و دلسوز باشید و مسائل آنها را حل کنید. این نه تنها نشان دهنده مهارتهای مدیریت خوب شما است، بلکه مهارت های رهبری شما را نیز نشان می دهد. هرچه بیشتر به نیروی کار خود اهمیت دهید، بیشتر می توانید از نقاط عطف در حرفه مدیریت خود عبور کنید.
هر کدام از گرایشهای مدیریت به مهارت های رهبری زیادی مانند مهارت های بین فردی، مهارتهای ارتباطی، مهارتهای انگیزشی، برنامه ریزی استراتژیک، حل مسئله، تصمیم گیری و بسیاری دیگر نیاز دارد. خبر خوب این است که رهبری چیزی نیست که بتوان با آن متولد شد، بلکه میتوان آن را آموخت! به همین دلیل است که ارزش تخمینی آموزش رهبری در سطح جهان امروز حدود 366 میلیارد دلار تخمین زده شده.
به عنوان فردی که مشتاق فعالیت در حوزه مدیریت است، باید ذهنیت یادگیری مادام العمر را توسعه دهید. شما باید یک فرآیند یادگیری مستمر داشته باشید تا بتوانید از مسائل مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روز دنیا آگاه باشید و آنها را به طور موثرتری مدیریت کنید.
یکی از مهمترین ویژگی های مدیر موفق، کمک به تیم خود برای پیشرفت و موفقیت است. رابطه بین رشد شما و رشد تیم شما متناسب است. هرچه تیم شما در حرفه خود بیشتر رشد کند، موفقیت بیشتری در حرفه خود کسب خواهید کرد.
به اشتراک گذاری دانش و اطلاعات با تیمتان برای شما فوق العاده ارزشمند است. اما باید مهارتهای آموزشی و فن بیان خوبی داشته باشید تا بتوانید ایدهها، تجربیات و دانش خود را به بهترین شکل به نیروی کار منتقل کنید.
هر فردی منحصر به فرد است و نقاط قوت و ضعف افراد با یک دیگر متفاوت به نطر میآید. در حالی که برخی افراد در اعداد و ارقام و امور مالی خوب هستند، برخی دیگر در سازماندهی اطلاعات و کمک به دیگران (روابط بین فردی) قوی هستند. پیدا کردن بزرگترین نقطه قوتتان به شما کمک می کند بهترین دوره مدیریت و مسیر شغلی را با توجه به شخصیت خود انتخاب کنید.
اگرچه پول عامل مهمی برای زندگی محسوب می شود، اما برای مدیران موفق پول نیروی محرکه اصلی نیست. بله، البته، مدیریت در لغت به معنای سبک زندگی مناسب و پول بیشتر است، اما نباید انگیزه اولیه برای مدیر شدن باشد. اگر اینطور است، پس شاید مجبور شوید درباره شغل آینده خود، بیشتر تحقیق کنید.
کاوش عمیق کنید و دلایل اصلیای که می خواهید وارد مدیریت شوید را بیابید. اگر پاسخهای شما با اهداف مثبتی باشد که به شکل موثری در پیشرفت جامعه نقش داشته باشند، در این صورت میتوانید در زمینه مدیریت موفق شوید. از آنجایی که راههای بسیار زیادی برای کسب درآمد (بدون ورود به حوزه مدیریت) وجود دارد، پس ابتدا مطمئن شوید که به دلایل و اهداف والایی وارد مدیریت میشوید. در نهایت این دلایل باعث میشوند شما تغییرات مثبتی در جهان ایجاد کیند و تنها در این صورت است که میتوانید مدیر بزرگی شوید.
رشته مدیریت تقریباً در هر زمینهای از زندگی؛ مانند مراقبت های بهداشتی، فناوری، بازاریابی و مالی به یک نیاز اصلی مبدل شده. امروزه متخصصان مدیریت در سراسر جهان در تمام صنایع ارزش بالایی دارند. مشخص کنید که به کدام رشته بیشتر علاقه دارید تا حرفه شما متناسب با علاقه شما باشد و در حین کار خسته نشوید.
در هر کدام از سطوح و گرایشهای مدیریتی ، ذاتا چالش های بیشماری وجود دارد. مسیر شغلی مدیریت شامل مراحل و سمتهای مختلفی از پایین به بالا است. از جمله سرپرست خط مقدم، مدیر عملکردی، مدیر ارشد، مدیر، معاون رئیسجمهور و غیره و هر یک از آنها نقشها و مسئولیتهای چالش برانگیز متفاوتی دارند.
در حرفه مدیریتی، کارها همیشه آسان پیش نمیرود، بسیاری از اوقات شرایط بحرانی پیش میآید و مدیران باید با برنامهریزی مناسب و تفکر استراتژیک، شرایط ناخوشایند خود را مدیریت کنند. بنابراین، مدیران باید همیشه افکار مثبت همراه با روحیهای قوی و آرام داشته باشند تا در موقعیتهای غیرمنتظره هرگز مضطرب نشوند و بتوانند با بازده کاری بالا بر مشکلات فائق آیند.
سخن پایانی
اگر به دنبال یک دوره مدیریت حرفه ای هستید و به دنبال بهترین کالج آموزش MBA در ایران هستید، میتوانید از لیست دورههای وب سایت هرمس دیدن نمایید. موسسه آموزشی هرمس دوره های مختلف مدیریت را با سرفصلهای روز دنیا ارائه می دهد.
پس اگر دانشجو هستید و به دنبال ارتقای سطح دانش خود می باشید یا کارمند و به دنبال ارتقای رزومه کاری خود (ارتقای شغلی) و یا حتی کارفرما باشید و قصد مدیریت بهتر پرسنل و افزایش راندمان کاری کسب و کار خود را دارید؛ از واجدین شرایط برای شرکت در دورههای MBA و DBA خواهید بود. پس با موسسه هرمس، هر فرد شاغل میتواند در زمینه مدیریت فرصتهای زیادی پیدا کند. برای سوالات بیشتر، با تیم پشتیبانی ما تماس بگیرید.
چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
دیدگاهتان را بنویسید